[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
فهرست داوران نشریه::
گزارش آماری مقالات::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
بانک ها و نمایه نامه ها
..
انجمن ایرانی تاریخ اسلام
..
پرتال جامع علوم انسانی
..
بانک اطلاعات نشریات کشور
..
پایگاه مجلات تخصصی نور
..
ویراساینس
..
:: مقالات پذیرفته شده برای شماره بعد ::
 | آخرین بروزرسانی: 1399/10/12 | 
بازنمایی قیام ۱۸۵۷ هند در تاریخ‌نگاری استعماری بریتانیا (پژوهشی)

محسن معصومی

چکیده
قیام ۱۸۵۷ از مناقشه‌برانگیزترین موضوعات تاریخ‌نگاری استعمار بریتانیا در هند است. روایت این قیام در تاریخ‌نگاری بریتانیا، از نخستین سال‌های پس از وقوع، فراتر از ثبت رویدادها، در چارچوبی شکل گرفت که ماهیت قیام، انگیزه‌های قیام‌کنندگان و مشروعیت سلطه بریتانیا را به‌گونه‌ای خاص تفسیر و بازنمایی می‌کرد. پژوهش حاضر با تمرکز بر تاریخ‌نگاری استعماری بریتانیا، چگونگی بازنمایی قیام ۱۸۵۷ را در پنج اثر شاخص از چارلز بال، جان ویلیام کی، جرج بروس مالسون، تی. رایس هولمز و جرج دبلیو. فارست بررسی می‌کند. مسئله اصلی پژوهش، شناسایی و تحلیل مؤلفه‌ها و الگوهای روایی مشترکی است که از طریق آنها، قیام تفسیر و در عین حال، سلطه و سرکوب بریتانیا مشروعیت‌بخشی شده‌است. پژوهش با رویکردی تحلیلی ـ تطبیقی و با اتکا به متون اصلی، پنج محور را بررسی می‌کند: نام‌گذاری و تعریف قیام، بازنمایی خشونت قیام‌کنندگان، تصویرسازی از هندیان بر پایه مفاهیمی چون جهل، خرافه، عقب‌ماندگی و فرودستی اخلاقی و نژادی، بازنمایی قیام به‌مثابه تهدیدی علیه مسیحیت و نظم اجتماعی، و ارائه سلطه بریتانیا به‌عنوان ضرورتی برای برقراری نظم، حکومت عقلانی و تمدن. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این مورخان، با وجود تفاوت در روش و زاویه نگاه، در بسیاری از موارد در چارچوبی مشترک به قیام می‌نگریستند؛ چارچوبی که قیام را از یک جنبش سیاسی و اجتماعی پیچیده به شورشی نظامی، جنایی، مذهبی یا ناشی از جهل و تعصب تقلیل می‌داد. در مقابل، بریتانیا در این روایت‌ها حامل نظم، عقلانیت، قانون و تمدن معرفی می‌شد و سرکوب قیام، ضرورتی برای حفظ امنیت و استمرار نظم جلوه می‌کرد. مقاله نشان می‌دهد که دوگانه‌سازی میان نظم و تمدن بریتانیایی و بی‌نظمی، جهل و بربریت هندی از مهم‌ترین سازوکارهای گفتمانی تاریخ‌نگاری استعماری برای مشروعیت‌بخشی به استمرار سلطه بریتانیا بر هند بود.
کلیدواژه‌ها: تاریخ‌نگاری استعماری، قیام ۱۸۵۷ هند، گفتمان استعماری، هند بریتانیا.
 

 
 
مطالعه تطبیقی سبک‌شناختی نقش اسب در نگاره‎‌های خاوران‎نامه و آثار شیشه‎ای میناکاری مصر (قرون ۹-۷) (پژوهشی)

هستی قاسمیان، معصومه زمانی سعدآبادی 

چکیده
نقش اسب در هنر اسلامی، همواره جایگاهی نمادین و مفهومی داشته است. هدف پژوهش، شناخت شباهت‌ها و تفاوت‌های نقش اسب به منظور دستیابی به وجوه اشتراک و افتراق در دو بستر مورد مطالعه از سرزمین ایران و مصر است که نشان داده شود چگونه عنصر نمادین اسب در دو جغرافیای متفاوت، از الگوهای بصری مشابهی پیروی کرده‌اند. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال اساسی که نقش اسب در اثر خاوران‎نامه ایران و آثار موجود از مینای شیشه مصر از چه ویژگی‌های بصری و وجوه اشتراک و افتراق برخوردارند؟ برآمده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و اطلاعات و داده‌ها به شیوه کتابخانه‌ای و دسترسی به منابع اینترنتی معتبر گردآوری شده است. این پژوهش با روشن ساختن ویژگی‌های بصری اسب در این دو هنر، به درک بهتر از ارتباطات فرهنگی و هنری میان ایران و مصر در قرون ۷-۹ ه.ق کمک کرد. نقش اسب در نگاره‌ها و آثار شیشه‌ای مورد مطالعه، علی‌رغم تفاوت‌های اجرایی و تکنیکی، دارای شباهت‌های بسیاری ناشی از تعاملات فرهنگی و هنری میان این دو سرزمین است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که شباهت‎های اسب در آثار مورد مطالعه اعم از ترسیم نقش‌های پویا و پرتحرک، زاویه نیم‌رخ در طراحی سر و تزیینات یکسان در دم‌‌ها، به‌خصوص دم‌های گره خورده، گوش‌های کوتاه و استفاده از رنگ‌های یکسان در زین‌ها و اسب‌ها گویای پارادایم بصری مشترک در سرزمین ایران و مصر بوده و تفاوت‎های آن ازجمله‌ سادگی و خام‌دستی‌، ترسیم پاهای کوتاه‌ و گردن‌های پهن و عدم توجه به ترسیم چشم که گاه حتی رسم نشده در آثار مینای شیشه و دقت در ترسیم تناسبات و عضلات در خاوران‌نامه، چشم‎های گرد با عنبیه‌های مشخص و نگاه نافذ، استفاده از پرداز در یال و دم و همچنین دقت در قلم‌گیری ظریف، بیانگر هنر مختص به هر سرزمین و بستر متناسب با آن است.
کلیدواژه ها: نقش اسب، هنر نگارگری، مینای روی شیشه، خاوران نامه، هنر شیشه مصر.
 
بررسی سقوط خان‌نشین خیوه و گسترش نفوذ روسیه در آسیای مرکزی (پژوهشی)

عبداله متولی، محمد حسن بیگی

چکیده
سقوط خان‌نشین خیوه در سال ۱۸۷۳م یکی از مهم‌ترین مراحل گسترش نفوذ روسیۀ تزاری در آسیای مرکزی به شمار می‌آید؛ رخدادی که توازن قدرت در منطقه را به سود روسیه تغییر داد و زمینه را برای تثبیت سلطۀ این کشور بر بخش وسیعی از ماوراءالنهر فراهم ساخت. اگرچه برتری نظامی و سازماندهی ارتش روسیه در این پیروزی نقش مهمی داشت، اما موفقیت سریع این لشکرکشی بدون توجه به شرایط داخلی خان‌نشین خیوه قابل تبیین نیست. اختلافات قومی و قبیله‌ای، رقابت‌های سیاسی در میان نخبگان، ضعف ساختار اداری و نظامی، نابسامانی اقتصادی و ناتوانی در ایجاد یک راهبرد دفاعی منسجم، از جمله عواملی بودند که توان مقاومت این خان‌نشین را به‌شدت کاهش دادند.
پرسش اصلی پژوهش این است که چه عوامل داخلی و خارجی در سقوط خان‌نشین خیوه و گسترش نفوذ روسیه در آسیای مرکزی نقش داشتند و هر یک چه سهمی در موفقیت سریع این لشکرکشی ایفا کردند؟ که در پاسخ باید گفت پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع تاریخی فارسی، سفرنامه‌ها، اسناد و آثار پژوهشگران اروپایی، زمینه‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی سقوط خیوه را بررسی کرده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که توسعه‌طلبی راهبردی روسیه، اهمیت ژئوپلیتیکی و اقتصادی خیوه، برنامه‌ریزی دقیق نظامی و بهره‌گیری از توان لجستیکی ارتش روسیه، در کنار بحران‌های داخلی خان‌نشین، اختلافات قومی، ضعف فرماندهی، فرسایش توان نظامی و انزوای سیاسی خیوه، مجموعه‌ای از عوامل به‌هم‌پیوسته را پدید آورد که مقاومت این خان‌نشین را با شکست مواجه ساخت.
کلیدواژه‌ها: خان‌نشین خیوه، امپراتوری روسیه، آسیای مرکزی، توسعه‌طلبی، سقوط خیوه.
 
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 7166 بار   |   دفعات چاپ: 805 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
پژوهش نامه تاریخ اسلام (فصلنامه انجمن ایرانی تاریخ اسلام) Quartely Research Journal of Islamic History
Persian site map - English site map - Created in 0.09 seconds with 52 queries by YEKTAWEB 4774