همزیستی مسالمتآمیز پیامبر اکرم(ص) با اهل ذمه و مبانی آن (مقاله ترویجی)
یدالله حاجی زاده
چکیده
آگاهی از نوع تعامل رسول خدا(ص) با اهل ذمه و درک مبانی آن، به جهت اسوه و الگو بودن آنحضرت، از اهمیت خاصی برخوردار است. اهل ذمه که شامل آن دسته از اهل کتاب میشوند که با قرارداد ذمه، در پناه حکومت اسلامی زندگی میکنند، در صدر اسلام شامل طیف وسیعی از مسیحیان، یهودیان، صابئین و زرتشتیان بودند. این نوشتار کوشیده نوع تعامل با آنان را در سیره رسول خدا(ص) توصیف کند. این نوشتار با روش توصیفی و تحلیلی، در بررسی نوع تعامل پیامبر به این نتیجه رسیده که اصل کلی در برخورد با اهل ذمه، همزیستی مسالمتآمیز با آنان بوده است. پیامبر اکرم همواره بر رعایت حقوق اهل ذمه تاکید کردهاند. تلاش کرده امنیت مالی و جانی اهل ذمه تامین شود، آزادی آنان تضمین شود، حقوق آنان رعایت شود و همواره با آنان در جامعه اسلامی مدارا صورت بگیرد و از خشونت و بدرفتاری با آنان پرهیز شود. مبانی این رفتارها ریشه در آموزههای دینی دارد. در این آموزهها بر آزادی دینی اهل کتاب تاکید شده، امنیت جانی و مالی اهل ذمه به رسمیت شناخته شده، خوش رفتاری با غیرمسلمانان مورد تاکید قرار گرفته و از لزوم احترام به حقوق غیرمسلمانان سخن به میان آمده است.
کلیدواژه ها: اهل ذمه، پیامبر اکرم(ص)، غیرمسلمانان، همزیستی مسالمتآمیز.
نقد ادعای دوگانگی رفتار پیامبر اکرم(ص) در مکه و مدینه بر اساس فهم تنزیلی قرآن (مقاله پژوهشی)
یعقوب تابش
فرزاد دهقانی
چکیده
این پژوهش به نقد یکی از چالشبرانگیزترین برداشتهای غربی از تاریخ صدر اسلام، یعنی دیدگاه مونتگمری وات درباره دوگانگی شخصیت رسول اکرم(ص) میپردازد. وات با تفکیک دوره مکی و مدنی، مدعی است که پیامبر در مکه پیامآور اخلاق و رحمت بود، اما در مدینه به دولتمردی سیاسی تبدیل شد که برای تحکیم قدرت به خشونت و جنگ روی آورد. پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش «تحلیل سیر تنزیلی آیات قرآن» به این ادعا پاسخ میدهد و نشان میدهد که قرآن کریم، حتی پس از هجرت و در اوج قدرت سیاسی پیامبر، تصویری منسجم، رحمانی و صلحمحور از ایشان ارائه میکند. در این مطالعه، ابتدا الگوی تفسیری وات بر اساس سه اثر اصلی او محمد در مکه، محمد در مدینه و محمد: پیامبر و دولتمرد استخراج و بازخوانی شد. سپس با تکیهبر ترتیب نزول آیات مرتبط با جنگ و صلح، رفتار و گفتمان قرآنی در دوره مدنی تحلیل گردید. یافتهها در سه سطح تبیین میشوند: در سطح اخلاقی، ثبات صفات نرمخویی، رحمت و عفو حتی در اوج قدرت؛ در سطح گفتمانی، تأکید مستمر بر گفتوگوی نیکو، همزیستی مسالمتآمیز و منع تجاوز؛ و در سطح ماهوی، دفاعیبودن جهاد و مشروعیت آن صرفاً در برابر ظلم و تهدید. درنهایت، پژوهش نشان میدهد که ادعای خشونتطلبی یا تغییر ماهوی پیامبر در مدینه با منطق قرآنی سازگار نیست و تحلیل تنزیلی آیات، همراه با رویکرد سهسطحی اخلاقی، گفتمانی و ماهوی، نقدی مستدل و دروندینی بر انگارههای استشراقی وات ارائه میدهد و تصویری رحمانی، صلحمحور و اخلاقمدار از اسلام ترسیم میکند.
کلیدواژهها: قرآن کریم، پیامبر(ص)، مونتمگری وات، خشونت، جنگخواهی، صلح.
اقدامات پیامبر در فتح مکه و اثرات آن در وحدت اسلامی (مقاله مروری)
محمد کشاورز بیضایی
چکیده
فتح مکه (۸ق)، یکی از مهمترین و حساسترین رویدادهای تاریخ اسلام است که اثرات آن محدود به حوزه نظامی یا سیاسی نبوده، بلکه به دگردیسی عمیقی در ساخت قدرت، نظم اجتماعی و الگوهای وحدت و همگرایی در شبهجزیره عربستان، منجر شدهاست. مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که این رخداد تاریخی چگونه توانست جامعهای مبتنیبر تفرقه و منازعات فرساینده و خونین قبیلهای، نیز فقدان اقتدار مرکزی و مشروعیتهای پراکنده را به سوی وحدت و انسجام سیاسی و اجتماعی و شکلگیری هویت فراگیر امت، سوق دهد. این جستار، با روش توصیفیـ تحلیلی و با تکیهبر منابع دست اول و معتبر تاریخ اسلام و با تحلیل علّی وقایع، تبیین سازوکارهای تحقق وحدت و همگرایی اجتماعی پس از فتح مکه را در کانون توجه خود قرار داده است. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که سیاست عفو عمومی، فروپاشی نظام شرک در مکه، اجتناب از غارتگری، بیعت با مردان و زنان نومسلمان، تثبیت مرجعیت سیاسی و دینی پیامبر اسلام(ص) و تغییر منطق قدرت از غلبه قبیلهای به اقتدار مشروع، نقشی بنیادینی در انسجام اجتماعی و وحدت سیاسی شبهجزیره ایفا نموده است. همچنین نشان میدهد فتح مکه الگویی تاریخی از مدیریت تعارض، بازسازی اعتماد اجتماعی و ایجاد انسجام پایدار ارائه میدهد که افزون بر اهمیت تاریخی، میتواند واجد ظرفیتهای کاربردی برای تحلیل بحرانهای اجتماعی و سیاسی در جوامع متکثر معاصر نیز باشد.
کلیدواژه ها: فتح مکه، تاریخ اسلام، وحدت اسلامی، پیامبر اسلام(ص)، شبهجزیره عربستان.
سهم قحطی مبتنی بر نوسانات سطح آب نیل در کاهش امنیت غذایی دوره فاطمیان مصر (مقاله پژوهشی)
وجیهه گلمکانی
نعمتالله فیروزی
چکیده
تحلیل میزان تأثیر نوسانات سطح آب رود نیل بر بحرانهای امنیت غذایی مصر در دوره فاطمیان (قرون۴-۵) یکی از موضوعات دارای اهمیت در تاریخ دوره فاطمیان است. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا کاهش سطح آب نیل بهتنهایی برای وقوع قحطیهای این دوره کافی بودهاست، یا عوامل انسانی مانند کیفیت حکمرانی، کارایی نهادهای اقتصادی و ثبات سیاسی نقش تعیینکنندهتری داشتهاند؟ این مطالعه در چارچوبی تاریخی-تحلیلی و با روش توصیفی-کمی، به بررسی رابطه بین دادههای سطح آب نیل و قحطیهای متأثر از وقوع خشکسالی میپردازد. در همین زمینه، دادهها از منابع دست اول (نظیر مقریزی، ابناثیر، مسبحی) و متأخر تاریخی استخراج و در قالب جدولهای زمانی و تحلیل روند مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها نشان میدهد که اگرچه کاهش سطح آب نیل (کمتر از ۱۶ ذراع) بهطور مستقیم با وقوع قحطی و افزایش قیمت مواد غذایی در مقاطعی همچون سالهای۳۸۷، ۳۹۶-۳۹۸، ۴۱۴-۴۱۵ و ۴۴۴ همبستگی دارد؛ اما شدت و طولانی بودن بحرانهای غذایی عمدتاً تحتتأثیر خشکسالی نبودهاست. در دورههایی مانند خلافت العزیز، با وجود خشکسالیهای منطبق بر کاهش سطح آب نیل، ثبات نسبی قیمتها به دلیل حکمرانی مؤثر، شبکههای تجاری گسترده و ذخایر راهبردی حفظ شد. در مقابل، در دوره الحاکم، الظاهر و بهویژه المستنصر، ناکارآمدی مدیریتی، فساد، احتکار، سیاستهای پولی نادرست و قطع واردات غلات، اثرات خشکسالی را تشدید و به بحرانهای ممتد و فاجعهباری مانند «شدت مستنصریه» تبدیل شد. این مطالعه بر لزوم درک چندعاملی بحرانهای تاریخی و پرهیز از تحلیلهای جبر محیطگرایانه تأکید میکند.
کلیدواژهها: امنیت غذایی، تاریخ اقتصادی مصر، خشکسالی، رود نیل، فاطمیان.
|