بررسی سهم حزب داشناک در وارد کردن گفتمان خشونت در فرهنگ سیاسی مشروطه ایران
محمدرضا علم، پیمان کریمی
چکیده
ارمنیان در طول تاریخ یکی از مهمترین اقلیتهای دینی و قومی ایران بودهاند. سرزمین ارمنستان از دوره صفویه تا جنگهای ایران و روس در دوره قاجار، همواره محل منازعه دو کشور عثمانی و روسیه با ایران بود و تقسیم ارمنستان به دو قسمت شرقی و غربی و الحاق آن به روسیه و عثمانی، فصل جدیدی در تاریخ ارمنستان و مبارزات سیاسی آن بود. این مبارزات که اغلب ماهیتی چریکی و مسلحانه داشت، بستری برای ظهور یکی از احزاب رادیکال ارمنی به نام حزب داشناک شد. در فرایند جنبش مشروطه و بهویژه پس از اقدامات محمدعلی شاه علیه مشروطه خواهان، این حزب با دارا بودن تجربه زیاد مبارزاتی، پیوند خود را با مشروطه خواهان اعلام کرد و در این زمان به بعد بود که داشناکها به نیروی مبارزه و رزمی در تاریخ مشروطه تبدیل شدند و بر فرایند تحولات این دوره اثرگذار بودند. بررسی منابع تاریخینشان میدهد که جنبههای مبارزاتی و رزمندگی حزب داشناک که اغلب با خشونت همراه بود، بر فرهنگ سیاسی این دوره اثر گذاشت و آن را به خشونت متمایل ساخت؛ بنابراین، مسئله اساسی حاضر پژوهش با روش تحلیلی-تاریخی این است که حزب داشناک چه سهمی در واردکردن گفتمان خشونت در ایران عصر مشروطه داشت؟ یافتههای پژوهش حاکی از آن است که این حزب با توجه به پیشینه حزبی خود که در درگیریها و زدوخوردها در قفقاز و رویکرد و روحیه انقلابی حزبی به ایجاد نحله خشونتگرایی در درون مشروطهخواهی تأثیر بسزایی داشته است. این پژوهش به نقش حزب داشناک در وارد کردن خشونت در فرهنگ سیاسی ایران عصر مشروطه با نگاهی بر اساس نظریه سامان سیاسی هانتینگتون پرداخته است.
کلیدواژهها: ارامنه، قاجار، حزب داشناک، فرهنگ سیاسی، گفتمان خشونت، مشروطه ایران.
عبدالله بن عباس شخصیتی شبه نبوی: چهرهپردازی روایی برای مشروعیت عباسیان
محمد تقوی، سید احمدرضا خضری
چکیده
پژوهش حاضر در پی واکاوی نحوه بازنمایی و تقدیس عبداللهبنعباس در تاریخنگاری عباسی است؛ امری که بهمنزله بخشی از راهبرد مشروعیتسازی سیاسی و دینی خلفای عباسی در مواجهه با علویان عمل میکرد. مسئله اصلی مقاله آن است که چگونه عباسیان، با فاصله گرفتن از الگوی وصایت ابوهاشمبنمحمدبن حنفیه، از طریق شباهتسازی عبداللهبنعباس با پیامبر(ص)، کوشیدند مشروعیت نسبی و معرفتی خلافت خود را از طریق نیاکانشان و فاصله گرفتن از ریشههای علوی قیامشان تثبیت کنند. در همین جهت، مجموعهای از روایتها درباره تولد، رؤیت جبرئیل، دعای پیامبر برای اعطای علم تأویل، نابینایی سالهای پایانی عمر و حتی نحوه بازنمایی ظاهری عبداللهبنعباس، به ابزارهایی برای ساخت چهرهای شبهنبوی از وی بدل شد. روش پژوهش مبتنیبر تحلیل گفتمان تاریخی و روایی با رویکرد حافظهی فرهنگی یان آسمن است. بر این مبنا، روایتهای متون عصر عباسی نه بهمثابه گزارشهای عینی بلکه بهعنوان ساز و کارهای حافظه جمعی برای بازآفرینی گذشته و تثبیت هویت سیاسی خاندان عباسی بررسی شدهاست. یافتههای پژوهش نشان میدهد که عباسیان عبداللهبنعباس را در قالب الگویی قدسی و واسطهای میان نبوت و خلافت بازسازی کردهاند؛ الگویی که از رهگذر تقدیس فضائل، جعل سن و نسبت دادن معجزات روایی، وی را به صورت نیای معنوی و معرفتی خلفای عباسی تصویر میکند. این بازنماییها بخشی از پروژه کلان عباسیان در تبدیل تاریخ به حافظهای سیاسی و مشروعیتساز است.
کلیدواژه ها: پیامبر، تاریخ نگاری صدر اسلام، عبداللهبن عباس، مشروعیت عباسیان.
|