۶ نتیجه برای بحرین
مریم معزی،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۰ )
چکیده
کنارههای خلیج فارس، در هر دو سویش ویژگیهای کممانندی دارد و میتواند راندهشدگان را در خود پناه دهد. بر پایه گزارشهای تاریخی، پیروان ادیان و آیینهایی، جسته و گریخته در این ساحلها میزیستند که در روزگار خود از کشورهای همسایه میگریختند و دولت آن کشورها به دنبالشان بود. این پژوهش با بهرهگیری از روش تاریخی، افزون بر اثبات جایگاه راهبردی این کنارهها به بررسی همبستگی ویژگیهای آنها با حضور یا ماندگاری پیروان ادیان و آیینهای رانده شده میپردازد و در جستار خود، بر حضور قرمطیان بحرین در آن منطقه تأکید خواهد کرد.
بهادر قیم، مسعود ولی زاده،
دوره ۱، شماره ۶ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده
ساختار سیاسی و اجتماعی متشتت جزیره العرب در روزگاران پیش از اسلام، تابعی از حاکمیت نظام قبیلهای بود. با ظهور اسلام و حرکت اصلاحگرایانه پیامبر اکرم(ص)، این ساختار، به سوی همگرایی سیاسی سیر نمود. اما چند دهه بعد از وفات آن حضرت، نظام متمرکز، به یک جریان گریز از مرکز تبدیل شد و بار دیگر، قبایل منطقه جزیرهالعرب در یک صفبندی جدید سیاسی- و احیاناً مذهبی- به ایفای نقش پرداختند. در این میان، قبیله عبدالقیس با حضور در روند جریانهای سیاسی- اجتماعی صدر اسلام و ارتباط عمیق و ریشهدار آنها با تشیع از یک سو، و دگرگونی ترکیب قومی و جمعیتی سرزمینهای پیرامون خلیج فارس از سوی دیگر، به صورت عنصری فعال و تأثیرگذار در معادلات سیاسی و اجتماعی ظاهر شد.
این پژوهش، با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، میکوشد تا نقش بنیعبدالقیس را در تحولات صدر اسلام مورد بررسی قرار دهد و اهتمام آنها را در فتوحات شرقی قلمرو خلافت اسلامی باز نماید و به تبیین حمایت بخشی از آنها از علی بن ابی طالب و جریان موسوم به تشیع، بپردازد.
داریوش نظری،
دوره ۱، شماره ۱۲ - ( ۱۰-۱۳۹۲ )
چکیده
حکومت آلخلیفه و تاثیر آنها بر وضع اقتصادی شیعیان بحرین[۱]
داریوش نظری*
چکیده
شاخههایی از قبیله «عُتوب» که ساکن نجد عربستان بودند، به عللی مانند خشکسالیهای مکرّر و طبیعت بَدویشان، در قرن هفدهم میلادی به مناطق گوناگونی مانند عراق، شام و خلیجفارس کوچ کردند. گروهی از آنان به خلیج فارس رفتند و در کویت جای گرفتند. مانند «آلخَلیفه»، «آلصَباح» و «آلجَلاهمه». آلخلیفه پس از زمانی به سوی قطر رفتند و در منطقه «زُباره» در بخش غربی قطر مستقر شدند تا اینکه به بحرین یورش بردند (۱۷۸۳ م) و به حاکمیت «آلمَذکور» حاکمان دستنشانده ایران، پایان دادند و با سیاستهای خاص خود و بهرهگیری از زمان مناسب، بر آن کشور چیره شدند. آلخلیفه بحرین پس از قدرت یافتن، املاک شیعیان را مصادره و آنان به بیگاری گرفتند. بنابراین، شیعیان از استخدام در ادارهها و مراکز مهم محروم و به پرداخت مالیاتهای ظالمانهای وادار شدند و از اینرو، در پایینترین درجه هرَم اقتصادی و سیاسی جای گرفتند. اصلاحات دهه دوم قرن بیستم و کارهای حَمَد بنعیسی بنسلمان (۱۹۹۹ م) تغییراتی در وضع اقتصادی شیعیان پدید آورد، اما موجب نشد که شیعیان آن منطقه به حقوق خود دست یابند. بنابراین ناخرسندی آنان از حکومت دوام یافت. این پژوهش به عوامل مؤثر در پیروزی آلخلیفه در تصرف بحرین میپردازد و تأثیر آن را در وضعیت اقتصادی جامعه شیعی آن کشور توضیح میدهد.
[۱]. تاریخ دریافت۴/۹/۹۱، تاریخ پذیرش ۱۲/۵/۹۲.
* دانشیار دانشگاه لرستان، گروه تاریخ، لرستان، ایران. dariushnazari۷۶@yahoo.com
فرشید لاری منفرد، سجاد پاپی، محمد منصوری مقدم،
دوره ۱، شماره ۳۸ - ( ۴-۱۳۹۹ )
چکیده
بحرین به دلیل قرابتهای جغرافیایی و اشتراکات فرهنگی با کرانههای شمالی خلیج فارس، به ویژه بندر بوشهر، از گذشته مقصد بسیاری از مهاجران ایرانی از جمله مهاجران بوشهری بودهاست. این مهاجران به دلیل جمعیت قابل توجه، همواره از گروههای تأثیرگذار اجتماعی در بحرین محسوب میشدند. نمونه بارز این مهاجران، خاندان بوشهری است. این خاندان از هنگام مهاجرت در سال ۱۸۶۰م تاکنون، نقش پررنگی در عرصههای گوناگون جامعه بحرین داشته و از خاندانهای پرنفوذ این کشور به شمار میرود. این پژوهش درصدد است با نگاهی تحلیلی به منابع کتابخانهای و اینترنتی و پژوهشهای میدانی، به بررسی دلایل گوناگون مهاجرت مردم منطقه بوشهر به بحرین و نقش این مهاجران در تحولات جامعه بحرین، با تکیه بر نقش و جایگاه «خاندان بوشهری» در آن کشور در طول دو سده اخیر (به ویژه پیش از استقلال این کشور) بپردازد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است در سدههای ۱۹ و ۲۰م عواملی چون قرابت جغرافیایی بوشهر با بحرین، موقعیت مناسب اقتصادی بحرین در خلیج فارس، مشابهتهای فرهنگی و مذهبی این دو سرزمین، موجب مهاجرت بسیاری از مردم بوشهر به بحرین شدهاست. جمعیت قابل توجه و تواتمندی اقتصادی این مهاجران، سبب شدهاست که این مهاجران از گروههای بانفوذ و اثرگذار در عرصههای مختلف جامعه بحرین باشند.
مسلم سلیمانی یان، اکبر چهری،
دوره ۱، شماره ۴۸ - ( ۱۰-۱۴۰۱ )
چکیده
مذهب از مهمترین مؤلفههای تأثیرگذار بر بینش و روش تاریخنویسی است. برخی مورخان گزارشهای تاریخی را با باورهای اعتقادی خود همسو میکنند. با بررسی مطلعالسعدین و مجمعالبحرین معلوم میشود که کمالالدین عبدالرزاق سمرقندی (۸۸۷-۸۱۶)، مورخ عصر تیموری از جمله مورخانی است که پایه و اساس بینش تاریخی وی مبتنیبر مؤلفههای مذهبی است. پرسش اصلی مقاله این است که باورهای اعتقادی سمرقندی چه تأثیری بر گزارش های تاریخی او داشته است؟ حاصل پژوهش که با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده حاکی از این است که سمرقندی تفسیر تاریخ را در پرتـو باورهای اعتقادی به گونهای معنادار روایت کرده است. او با استفاده از آیات قرآن و مفاهیم مذهبی، پیوند فرهنگ ایرانی با هویت اسلامی، مفاهمه بین اهلتسنن و تشیع، احترام به سادات و خلفای راشدین، توجه به اندیشه ظلاللهی، پیوستگی دین و سیاست، مشیتگرایی، عدالت و دادگریاسلامی به تفسیر روایات تاریخی و توصیف حاکمان تیموری پرداخته است. سمرقندی با ارادت و اعتقاد به سنت تیموری تاریخنویسی کرده است؛ از اینرو او در گزارشهای تاریخی خود به توجیه حکمرانی تیموریان پرداخته و به آنها مشروعیت مذهبی-سیاسی داده است.
فرشید لاری منفرد،
دوره ۱، شماره ۵۰ - ( ۴-۱۴۰۲ )
چکیده
اخباریگری یکی از مهمترین مکاتب فقهی تشیع است. روش این فرقه برای دستیابی به احکام شرعی، پیروی از اخبار و احادیث است. این مکتب فقهی در اوایل قرن یازدهم هجری توسط محمدامین استرآبادی (متوفای ۱۰۳۶) و با نگارش کتاب فوائد المدنیه در قالبی نو مطرح و احیا شد و به سرعت در سرزمینهای اسلامی گسترش یافت. سرزمین بحرین به دلیل پیشینه حدیثگرایی و تشابهات فرهنگی و مذهبی با ایران عهد صفوی به سرعت از این جریان فکری متأثر شد؛ به طوری که بنا بر تصریح منابع تاریخی، بحرین مرکز اصلی جریان اخباریگری شده بود. این پژوهش بر آن است تا با رویکرد توصیفی - تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانهای به بررسی و تبیین دلایل رشد و گسترش این مکتب فقهی در بحرین بپردازد. سوال اصلی پژوهش این است که چه عواملی موجب رشد و گسترش اخباریگری در بحرین در سده ۱۱ و ۱۲ هجری شد؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که عواملی همچون تأثیرپذیری از مکتب اخباریگری دوره صفوی، وجود سنت علم الحدیث در بحرین و تضعیف جایگاه علمای اصولی در آن سرزمین موجب رشد و گسترش اخباریگری در بحرین شد.