۲۴ نتیجه برای تشیع
سجاد رادفر،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۰ )
چکیده
عراق از دید تاریخی، اصلیترین مرکز شیعیان در ده قرن نخست اسلام بوده است و حتی پس از برپایی دولت صفویه در ایران تا کنون از مراکز عمده تشیع در جهان اسلام به شمار میآید. جنوب عراق، خاستگاه معنوی بنیادین تشیع و جایگاه رویدادهای حماسی و غمبار آن در دهههای نخستین اسلام بود و تأثیر و نفوذش در رشد فکری و معنوی شیعیان در درازنای تاریخ انکارناشدنی است، اما گسترش تشیع میان عشایـر جنوب عـراق و سرانجام بدل شدن آن بــه «مذهب اکثریت»، از دید داخلی و خارجی، معلول اوضاع ویژه سدههای هجدهم تا بیستم (دوران حکومت عثمانیها) بود. اگرچه تشیع در عراق پیشینهای هزار ساله داشت، تا آن روز بیشتر در برخی از مراکز شهری مانند کربلا و نجف نمود داشت. بررسی روند دگرگونی مذهبی عشایر جنوب عراق از تسنن به تشیع و عوامل تأثیرگذار در این تحول، بنمایه این پژوهش است.
محمد حاجی تقی،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۰ )
چکیده
خاندانهای شیعی در حفظ و گسترش معارف و آموزههای تشیع در تاریخ فکری این مذهب نقشی اساسی ایفا کردهاند. در تبیین این نظریه میتوان آل طاووس را به عنوان یک نمونهی عینی مطرح کرد. این دودمان از سلالهی سادات بود که در قرن هفتم هجری قمری، خدمات ارزشمندی را به جوامع شیعی ارائه داد. آل طاووس از خانوادههای پر نفوذ در آن دوره بودند که منصب نقابت را به شکل موروثی در میان خود داشتند و از این طریق منشأ خدمات سیاسی و اجتماعی سرنوشتسازی برای شیعیان شدند.
برجستهترین چهرهی این خاندان، ابن طاووس است که در سیرهی سیاسی، اخلاقی، عرفانی و تدوین آثار دعایی، تحولی جریانساز در مکاتب فقهی- حدیثی شیعه به وجود آورد و در فرهنگ شیعی عصر صفوی و به ویژه در جریان اخباری مقبولیتی در خور یافت. برادر وی، احمد بن طاووس با تبویب حدیث و ایدههای نو در رجال و درایه، به همراه فرزندش عبدالکریم، موجبات رشد مکتب اصولیان را تا حد قابل توجهی فراهم آورد. آثار متعددی از این خاندان در زمینههای فقه و حدیث، تاریخ و تراجم، مناقبنگاری، اخلاق، تفسیر، رجال و درایه موجود است که بر اعتبار جایگاه علمی آنها در نزد عالمان شیعه و تأثیرگذاری در مکاتب فکری شیعه میافزاید. تکاپوهای علمی این خاندان در زمینهی نشر و تدوین آثار ارزندهی علمی که از عصر یورش مغولان آغاز شده بود و تا دورهی صفویه را در برمیگرفت زمینههای رشد مشرب فکری تشیع را فراهم آورده است. این مقاله میکوشد تا تأثیر این خاندان را در بالندگی مکتب فکری شیعیان، بر پایهی روش تحقیق تاریخی، بررسی و بیان کند.
عبدالرفیع رحیمی،
دوره ۱، شماره ۵ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده
هم زمان با تکوین و توسعه قدرت آل بویه، فضای سیاسی، اجتماعی و مذهبی حاکم بر ایران و دارالخلافه عباسیان، نابسامان بود. مردآویج، در شمال، غرب و مرکز ایران، قدرت بلامنازع داشت و سرداران عباسی از رویارویی با پیشروی سپاهیان او تا اهواز، ناکام ماندند. اما قتل نابهنگام مردآویج، ناتوانی خلافت درتثبیت اوضاع، و ایجاد نهاد امیرالامرایی- به جای وزارت- وعدم کار آیی آن، موجب شد که فرزندان بویه، با مدیریت هوشمندانه، به اهداف خود مبنی بر غلبه و سلطه بر رقبا ونفوذ در حاکمیت، نایل آیند. بریدیان نیز که از دیرباز، صاحب منصب اداری بودند، بر خوزستان و مناطق پیرامون آن حاکمیت داشتند. آنان، مانند دیگر کارگزاران ایرانی، مراتب امارت تا وزارت را پیمودند و نزدیک به دو دهه(۳۱۴-۳۳۲ه. )، با خاندانها و رقیبان سیاسی، از در مصالحه، رقابت و منازعه وارد شدند. این مقاله، میکوشد تا راهبرد بریدیان را در صلح، و فراخوانی آل بویه به اهواز، و تشویق آنان به تسلط بر بغداد - که زمینه ساز اعتلای ایرانیان و تشیع گردید- مورد مطالعه و ارزیابی قرار دهد.
زهرا علیزاده بیرجندی، اکرم ناصری،
دوره ۱، شماره ۶ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده
نقش آستان قدس رضوی به عنوان یکی از قدیمیترین نهادهای مذهبی - با پیشینه دیوانی و اداری- در گسترش فرهنگ تشیع، از موضوعات قابل توجهی است که ارزیابی تأثیرات آن، مستلزم بررسی وظایف و اقدامات متولیان این آستانه است. وجود پرشمار متصدیان منصب نقابت و نقیب و هزاران خادم و مستخدم با بیش از دوازده قرن قدمت و قرار گرفتن منصب تولیت، در رأس هرم ساختار تشکیلاتی آن پژوهشی پردامنه را ضروری میسازد و آنچه مقرر است در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، و با تکیه براسناد و دادههای تاریخی مورد بررسی قرار گیرد، واکاوی سیر تطور منصب نقابت و تولیت در آستان قدس رضوی به همراه ارزیابی وظایف و کارکردهای متولیان و تأثیر عملکرد آنان در اشاعه فرهنگ شیعی است.
محمد غفوری،
دوره ۱، شماره ۶ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده
در منابع مختلف شیعه معادل اصطلاحات و مفاهیم متعددی بکار رفته است که هریک نیازمند توضیح و تشریح تخصصی است. صرف نظر از این تنوع میتوان این مفاهیم را در چند گروه اصلی دستهبندی کرد: شیعه محب، شیعه جلد و رافضی( اعم از مقیت، خبیث و غالی) این اصطلاحات، از سدههای میانه به بعد، دچار تغییر مفهومیشدند؛ بطوری که، اصطلاح شیعه، به طور مطلق، به کسانی گفته شد که در گذشته، رافضی غالی نامیده میشدند. در سدههای نخستین مطابق عرف معمول شیعه غالی به کسانی اطلاق میشد که به عثمان، زبیر، طلحه، معاویه و مخالفان علی(ع) انتقاد داشتند و به آنها دشنام میدادند. اما در دورههای بعد، غالی، به کسی گفته میشد که ضمن کافر دانستن مخالفان علی(ع) از شیخین هم بیزاری میجستند. همچنین، شیعه در قرون نخستین اسلامی، کسی بود که تنها به تقدم علی(ع) بر عثمان اکتفا میکرد؛ ولی در سده هشتم- قطع نظر از این که رافضی یا غالی خوانده شود- صحابه- حتی شیخین- را تکفیر میکرد و دشنام میداد. بدین ترتیب بررس تغییرات اصطلاحی و مفهوی شیعه از سدههای نخستین به بعد و تشریح معنای متعدد آن با رویکرد تبیینی در منابع اهل سنت و تمییز تشیع عراقی از اصطلاح تشیع کوفی دستامد این پژوهش است.
بهادر قیم، مسعود ولی زاده،
دوره ۱، شماره ۶ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده
ساختار سیاسی و اجتماعی متشتت جزیره العرب در روزگاران پیش از اسلام، تابعی از حاکمیت نظام قبیلهای بود. با ظهور اسلام و حرکت اصلاحگرایانه پیامبر اکرم(ص)، این ساختار، به سوی همگرایی سیاسی سیر نمود. اما چند دهه بعد از وفات آن حضرت، نظام متمرکز، به یک جریان گریز از مرکز تبدیل شد و بار دیگر، قبایل منطقه جزیرهالعرب در یک صفبندی جدید سیاسی- و احیاناً مذهبی- به ایفای نقش پرداختند. در این میان، قبیله عبدالقیس با حضور در روند جریانهای سیاسی- اجتماعی صدر اسلام و ارتباط عمیق و ریشهدار آنها با تشیع از یک سو، و دگرگونی ترکیب قومی و جمعیتی سرزمینهای پیرامون خلیج فارس از سوی دیگر، به صورت عنصری فعال و تأثیرگذار در معادلات سیاسی و اجتماعی ظاهر شد.
این پژوهش، با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، میکوشد تا نقش بنیعبدالقیس را در تحولات صدر اسلام مورد بررسی قرار دهد و اهتمام آنها را در فتوحات شرقی قلمرو خلافت اسلامی باز نماید و به تبیین حمایت بخشی از آنها از علی بن ابی طالب و جریان موسوم به تشیع، بپردازد.
محمود صادقی علوی،
دوره ۱، شماره ۱۳ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
محمود صادقی علوی[۲]
چکیده
تشیع در درازنای تاریخ خود، همواره نقاط اوجی داشته که بر پایه آنها، به شیوههای گوناگون گسترش مییافته و پیروانش در سراسر جهان، فزونی میگرفتهاند. سدههای دهم و یازدهم هجری نیز نقطه اوجی در تاریخ تشیع به شمار میرود؛ زیرا حکومت صفویه در این قرن در ایران تأسیس شد و با حمایت رسمیاش از تشیع، زمینه را برای گسترش آن در ایران فراهم آورد.
همزمان با حکومت صفویان در ایران، در منطقه دکن (جنوب هند) نیز رویدادهایی پیش آمد که آنها را میتوان نقطه اوج تاریخ تشیع در آنجا خواند؛ اوجی که بهرغم اهمیت فراوانش، نزد پژوهشگران حوزه تاریخ تشیع، کمتر شناخته شده است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که تأثیر برپایی حکومتهای محلی شیعیان در دکن سدههای یاد شده، در گسترش تشیع در آن مناطق چه بود؟ این تحقیق بر این فرضیه استوار است که بهرغم کوششهای حاکمان این حکومتها در پشتیبانی از مذهب تشیع، شمار فراوانی از مردم این منطقه، به این مذهب نگرویدند، بلکه این کارها تنها زمینه را برای آشنایی آنان با تشیع و گرایش به آن در دورههای بعدی فراهم کرد. این مقاله با استفاده از روش کتابخانهای و بررسی تطبیقی و تحلیلی منابع، با اشارهای کوتاه به پیشینه حضور شیعیان در منطقه دکن، کارهای حاکمان محلی آنجا را در زمینه حمایت از تشیع، سیر گسترش تشیع در این منطقه و میزان گرایش مردم به این مذهب در دوره یاد شده برمیرسد و فرضیهاش را تأیید میکند.
[۱]. تاریخ دریافت: ۵/۴/۹۲ تاریخ پذیرش:۲۶/۸/۹۲
[۲]. استادیار گروه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دانشگاه پیام نور. Alavi۰۳۶۱@gmail.com.
محمد نصیری، محمد درودگر،
دوره ۱، شماره ۱۳ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
محمد نصیری[۲]
محمد رودگر[۳]
چکیده
سخن از حقیقت تصوف و مذهب صوفیان و میزان ارتباط تعالیم صوفیان با آموزههای تشیع وپیوند میان آنان و مذهب تشیع، ازمباحث بنیادی فرقه شناسی و ابعاد تاثیر متقابل و داد و ستد مذاهب ، مکاتب و علوم است. اینکه طریقت های گوناگون تصوف و مکاتب عارفانی اسلامی چه چیزهایی از تشیع گرفته یا بدان بخشیدهاند؛ تا چه اندازه در خدمت ویا در پیوند با آموزه های تشیع ، عقائد، مناسک و دیگر آموزه های آنان بودهاند یا از آن دور شدهاند،از گذشته تاکنون مهم بوده ودر حال حاضر که جریان ظاهر گرائی و بویژه وهابیت به دشمنی با تشیع و برخی بنیاد های معرفتی آن برخاسته، سخن ازمیزان ارتباط تعالیم صوفیان با آموزههای تشیع اهمیت مضاعف می یابد. واز این مقوله است پیوند میان صوفیان کبرویه و تشیع است. نجمالدین کبری سرسلسله صوفیان و عارفان کبرویه، عارف شافعیمذهب بود، اما گرایشهای شیعی او بهویژه مریدانش، انکارناشدنی است. گردآوری شواهد برای اثبات چنین گرایشها و ارزیابی تأثیر فراگیر ارتباط او با مفاهیم شیعی، در عرفان نظری و عملیِ سلسلهها، از مباحث کانونی تاریخ عرفان اسلامی و سیر معنوی در جهان اسلام به شمار میرود. بررسی تأثیر این ارتباط در شیوه تعامل کبرویه با مکتب ابنعربی و شارحانش، تأثیر فراگیر این سلسله با چنین گرایش، ارتباطات و ویژگیهایی در تاریخ تصوف و عرفان و حتی تاریخ سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی بهویژه ایرانی، در قالب پژوهشهای دقیقتری سامان میپذیرد، این نوشتار بر پایه منابع اصلی در این زمینه، با روشی توصیفی ـ تحلیلی در پی نشان دادن ابعادی از این تاثیر پذیری ها ، گرایش ها وحتی تبدیل و تغییر در طریقت صوفیه کبرویه است.
[۱]. تاریخ دریافت: ۱۵/۷/۹۲ تاریخ پذیرش: ۲۵/۱۱/۹۲
[۲]. استادیار دانشگاه تهران، گروه تاریخ و تمدن اسلامی، تهران، ایران. nasiri.m@ut.ac.ir
[۳]. دانشجوی دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب، گروه تصوف و عرفان اسلامی، قم، ایران. Roodgar@gmail.com
صالح پرگاری، مسلم سلیمانی یان،
دوره ۱، شماره ۱۵ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده
صالح پرگاری*
مسلم سلیمانییان**
چکیده
پس از سقوط خلافت (۶۵۶ ق)، دگرگونی بزرگی در جهان اسلام رخ نمود؛ بهویژه بر اثر رویگردانی مغولان از تسنن، گرایش برخی از ایلخانان به تشیع و فراهم آمدن زمینه نشاط علمی برای فقیهان اصولی شیعه، اوضاعی پدیدار شد که ساختار بسیط نخستین و نامتمرکز نظام مفتی ـ مستفتی شیعه را به ساختاری منسجم و متمرکز بدل کرد. این دوره را میتوان دوره نظاممند شدن فقه سیاسی شیعی در چهارچوب فقه اجتهادی دانست. ساختار مرجعیت، حلقه اتصال سنّت کهن به سنّت جدید در این دوره بود. از اینرو، موازی با تغییر و تحولات نوپدید، آرام آرام آثاری در اندیشه شیعی در این برهه تاریخی، تولید یا باز تولید یا نقد میشد. این دوره به سبب اوضاع اجتماعی و تاریخیاش، نظریه و عمل عالمان شیعه را به یکدیگر نزدیک کرد؛ چنانکه علمای شیعی برای پاسخگویی به نیازهای جدید جامعه، اندیشه فقهی و کلامی را بیشتر در حوزه عمل اجتماعی و سیاسی امامیه به خدمت میگرفتند. بیگمان آغازگر این روند در دوره مغولان، علمایی همچون خواجه نصیرالدین طوسی (م ۶۷۲ ق)، محقق حلی (م ۶۷۴ ق)، علامه حلی (م ۷۲۶ ق) و شهید اول (م ۷۸۶ ق) بودند که با نزدیک شدن به ساختار قدرت سیاسی و بهرهگیری از اوضاع یاد شده و با تلاشی گسترده توانستند به نشر و پراکنش تفکر شیعی بپردازند. این مقاله، علل این تحول بنیادین (تغییر رویکرد سیاسی و کنشگری اجتماعی فقه شیعی) را تبیین و تحلیل میکند. بر پایه یافتههای این پژوهش، دگرگونیهای سیاسی، فکری و فرهنگی پس از سقوط خلافت عباسی، به نظاممند شدن فقه سیاسی شیعی و تحول در نظام مفتی ـ مستفتی انجامید و موجب شد که عالمان شیعه از حوزه مباحث نظری فقهی و کلامی محض، به عرصه سیاسی و کنشهای اجتماعی رو کنند.
[۱]. تاریخ دریافت ۱۸/۰۷/۹۳؛ تاریخ پذیرش ۱۵/۰۹/۹۳.
* دانشیار دانشگاه خوارزمی، گروه تاریخ، تهران، ایران. salehpargari@yahoo.com
** دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه خوارزمی، گروه تاریخ، تهران، ایران. m_soleimanian@yahoo.com
محمدحسن رازنهان، محمدتقی مختاری، نادر پروین،
دوره ۱، شماره ۱۵ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده
محمدحسن رازنهان*
محمدتقی مختاری**
نادر پروین***
چکیده
قاضی نورالله شوشتری (۹۵۶ ـ ۱۰۱۹ ق)، از عالمان صوفیمشرب شیعه عصر صفوی بود که در تحول گفتمان سیاسی ـ شیعی روزگارش، بس تأثیر گذارد. آثار او را از دید معرفتشناسی دینی بررسیدهاند، اما تا کنون پژوهشی درباره اندیشه سیاسی وی صورت نپذیرفته است. این مقاله که تازهترین تحقیق در این زمینه به شمار میرود، بر پایه روش جستاری توماس آرتور اسپریگنز، اندیشه سیاسی قاضی شوشتری را در مهمترین آثارش مانند مجالس المؤمنین، صوارم المهرقه، احقاق الحق، مناصب النواصب و رساله اسئله یوسفیه، میکاود.
بنابر نتایج تحقیق، زمانه قاضی شوشتری و فضای گفتمانی آن دوره، مانند گفتمان شیعی ضد سنی و اصولش (توحید، معاد، نبوت و امامت)، تعریف و تفسیر مسائل هستیشناختی و انسانشناختی از منظر روحانیان شیعه و صوفیمشرب، مهمترین دلالتهای معرفتی اندیشه سیاسی شوشتری بود. همچنین لزوم استفاده از تقیه در برخی از هنگامههای ناگزیر و حساس، دفاع از امامت و عقاید شیعی، ناگزیری همگرایی سیاسی متصوفه واقعی و شیعیان در برابر اهلسنت، تفهیم اتهامات دشمنان تاریخی تشیع در مناظرات سیاسی و اعلام فزونی شمار شیعیان جهان و آسیبشناسی تصوف اسلامی، مهمترین دلالتهای تبیینی (وضعیتی)، هنجاری و تضمنات سیاسی اندیشه قاضی شوشتری به شمار میروند.
[۱]. تاریخ دریافت ۱۸/۰۷/۹۳؛ تاریخ پذیرش ۱۵/۰۹/۹۳.
* دانشیار دانشگاه خوارزمی، گروه تاریخ، تهران، ایران. Ha_raznahan@yahoo.com
** دانشیار دانشگاه خوارزمی، گروه تاریخ، تهران، ایران. mokhtari@khu.ac.ir
*** دانشجوی دکتری تاریخ ایران دوره اسلامی دانشگاه خوارزمی، گروه تاریخ، تهران، ایران. nader_n_۲۰۰۷@yahoo.com
نیره دلیر، خدیجه سهراب زاده،
دوره ۱، شماره ۱۷ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده
نیره دلیر*
خدیجه سهرابزاده**
چکیده
نظامشاهیان دکن از تسنن حنفی به تشیع امامی، روی آوردند. پژوهش حاضر میکوشد ضمن بازخوانی روایات مربوط به تغییر مذهب آنان از خلال منابع، اصلیترین عوامل آن را تحلیل کند و پیامدهای تشیع نظامشاهیان در این منطقه را مشخص نماید. در اینباره به برخی نظریات مطرح شده برای تغییر مذهب، مانند خواب دیدن برهانشاه یا خلوص وی و تأثیر شیخ طاهر بر او در منابع این دوره تأکید شده است؛ در حالی که مدعای اصلی این پژوهش ـ که با شیوه تبیین تاریخی انجام شده ـ بر این مبناست که تغییر گرایش مذهبی نظامشاهیان از تسنن حنفی به تشیع، بنا به دلایل سیاسی و تمایل و نزدیکی به حکومت صفویه صورت پذیرفت و پیامدهای این امر بنا به دلایل متعدد از جمله سرعت این دگرگونی، به بروز اختلافات و درگیریهایی انجامید که به دلیل نبود زیربناهای مستحکم عقیدتی، تشیع نتوانست به عنوان جریانی مستمر در این منطقه بقا یابد.
[۱]. تاریخ دریافت ۳۰/۰۷/۹۳؛ تاریخ پذیرش ۲۸/۱۱/۹۳.
* استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشکده تاریخ، تهران، ایران. dalirnh@yahoo.com
** کارشناس ارشد تاریخ اسلام دانشگاه الزهراء۳، گروه تاریخ، تهران، ایران. sohrabzadeh@gmail.com
هوشنگ خسروبیگی، سپیده خسروانی،
دوره ۱، شماره ۱۹ - ( ۷-۱۳۹۴ )
چکیده
هوشنگ خسروبیگی[۱]
سپیده خسروانی[۲]
چکیده
بیهق، نام قدیمی سبزوار و یکی از شهرهایی است که پیش از استقرار تشیع در دوره صفوی به تشیع اشتهار داشته است. رواج تشیع در بیهق، مرهون یک دوره تدارک از اواسط قرن دوم هجری است که نقطه عطف آن را باید به حضور امام رضا۷ در خراسان و روشنگریهای مؤثر عقیدتی و توحیدی ایشان دانست. یکی از مهمترین مؤثران این دوره تدارک، نقبا هستند که سرپرستی امور سادات و علویان را در هر شهری بر عهده داشتند.
نقابت علویان در نیشابور (کرسی خراسان) در اوایل عصر سامانی به علویان حسینی (بنوزباره) محول شد. پژوهش حاضر به بررسی فعالیتهای نقبای آلزباره در نیشابور، دلایل مهاجرت آنان به بیهق و نقش آنان در تعمیق تشیع امامی بیهق پرداخته است.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد نحوه سیاست حکومتهای شرق در مقابل نقبای زباری که بیشتر تحت تأثیر اختلاف مذهبی و عقیدتی میان دو طرف بود، یکی از اولین دلایل مهاجرت خاندان زباره به بیهق بوده است.
نقبای حسینی زباره با مدیریت سیاسی ـ دینی و اجتماعی در پی تعهدات نقابتی خود، با بهرهگیری از شرایط مساعد مذهبی و حمایت بیشائبه شیعیان امامی بیهق، توانستند با دعوت علمای شیعی و جذب سادات شیعی از اقصی نقاط جهان اسلام در اشاعه و رشد اندیشههای شیعی بکوشند.
[۱]. دانشیار گروه تاریخ دانشگاه پیام نور kh-beagi@pnu.ac.irnhkadhv
امیر اکبری،
دوره ۱، شماره ۲۰ - ( ۱۰-۱۳۹۴ )
چکیده
طاهریان اندکی پس از شهادت امام رضا بنای حکومتی در خراسان را برافراشتند که هنوز دلهای مردم با خاطرات حضور امام در مرو توأم بود. ولایتعهدی امام، فرصتی مغتنم بود که امکان آشنایی گسترده مردم با معارف شیعه فراهم آید. از اینرو رویکرد طاهریان به تشیع افزون بر زمینههای پیشین خود، بیشتر میتوانست متأثر از ارتباط و آشنایی آنها با امام رضا در خراسان باشد. در این راستا شاید اقدام طاهر بن حسین در تمرد از خلافت و دعوت به سوی علویان به دلگرمی از حمایت مردم مرو بازمیگشت که پشتیبان علویان بودند. بررسی زمینههای ارتباط خانوادگی طاهریان با خاندانهای حامی تشیع همچون خزاعه و عجلیان ری، به همراه عملکردهای مثبت آنها در اینباره، میتواند فرضیه گرایش به تشیع در میان این خاندان را تقویت کند. سیاستهای طاهر و عبدالله حاکمان خراسان نیز در همسویی بیشتر با علویان قرار داشت. در کنار روایات متفاوت منابع درباره عملکرد دوسویۀ مثبت یا منفی طاهریان با تشیع، دلایلی مبنی بر همگرایی آنها به سبب ضرورت اجتماعی یا برخورد شخصی با تشیع و علویان بیشتر به چشم میخورد. در راستای پاسخ به پرسش میزان ارتباط طاهریان با تشیع، تلاش میشود مجموع عوامل همسویی آنان با نقد دیدگاههای مربوط به این ارتباط بیشتر مورد توجه و بررسی قرار گیرد.
سید ابوالفضل رضوی، سعیده آذر،
دوره ۱، شماره ۲۳ - ( ۷-۱۳۹۵ )
چکیده
اوضاع نابسامان و آشفته خلافت عباسیان در میانه سده سوم هجری، ستمگری و بیعدالتی عاملان عباسی در طبرستان و دوری مسافت طبرستان تا مرکز خلافت عباسی، بستر مناسبی جهت تشکیل حکومت محلی علویان فراهم ساخت. علویان طبرستان با داعیه تأسیس حکومت شیعی مستقل و نفی سیادت عباسیان، زمام حکومت را به دست گرفتند. با توجه به نقش مشروعیت در بقا و دوام هر حکومت و این که تحکیم پایههای هر نظام سیاسی و ثبات و پایداری آن بسته به میزان مشروعیت آن نظام است؛ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، از طریق تحلیل دادههای تاریخی، عوامل اقتدار و مشروعیت علویان طبرستان را بررسی خواهد کرد. این پژوهش نشان میدهد که علویان طبرستان بر خلاف دیگر حکومتهای هم زمان خود، مشروعیت خویش را از خلیفه عباسی دریافت نکردند بلکه با استناد به انتساب خود به پیامبر-صلی الله علیه و آله- و وجاهت مردمی و عدالتطلبی و با توسل به مذهب شیعه، پایههای اقتدار و مشروعیت خویش را استحکام بخشیدند و بیش از نیمقرن دوام آوردند.
مسعود شاهمرادی،
دوره ۱، شماره ۲۸ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده
تشیع از فروپاشی ایلخانیان تا برآمدن صفویان در ایران فراز و نشیب زیادی داشته است. بررسی وضع شیعیان در آن ایام در آذربایجان که مدتی بعد بستر تشکیل حکومت صفویان و رسمیت یافتن تشیع شده بود، اهمیت زیادی دارد. سوال اصلی پژوهش این است که حاکمان محلی آذربایجان پیش از روی کار آمدن صفویان چه نگاهی به تشیع داشته و با شیعیان آن نواحی چگونه برخورد کردهاند؟ در این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بررسی متون تاریخی روشن شد که حاکمان محلی آذربایجان پس از فروپاشی ایلخانان گرایش به تشیع داشتهاند به نحوی که پس از روی کار آمدن ترکمانانِ آق قویونلو و قراقویونلو، توسعه گرایشهای شیعی در این منطقه نهایتا موجی روی کار آمدن صفویه و رسمی شدن مذهب تشیع شده است.
عباس پناهی،
دوره ۱، شماره ۲۹ - ( ۱-۱۳۹۷ )
چکیده
مقالۀ حاضر میکوشد به تحلیل علل و عوامل مؤثر بر مناسبات فکری، نظامی، و سیاسی علویان با حاکمان و مردم گیلان و دیلمان بپردازد. سرزمینهای دیلمان و گیلان همواره در دورۀ خلافت اموی و عباسی، با مخالفت با خلفا، سر سازگاری با آنان نداشتهاند؛ مردم دیلمان، با ظهور علویان بهعنوان مدعیان عقیدتی و سیاسی خلافت عباسی و برای تشدید مخالفتهای خود، روی خوش به آنان نشان دادند و علویان هم، در دورههای نخست قدرتگیری، توانستند با استفاده از رویکرد ضد خلافت دیلمیان به موفقیتهای مهمی در گیلان و دیلمان دست یابند. بر این اساس در نگاه نخست، گرایش دیلمیان به علویان تحت تأثیر منافع سیاسی و نظامی آنان بود، اما از نیمۀ دوم قرن سوم با تلاشهای فکری مداوم علویان در گیلان و دیلمان، زمینۀ تغییر آیینهای باستانی دیلمیان به نفع تشیع و سایر مذاهب اسلامی فراهم شد. نگارنده، با توجه به مآخذی که در این زمینه وجود دارد، سعی کردهاست دلایل همگرایی و واگرایی دیلمیان با علویان و همچنین تأثیر سیاسی و نظامی دیلمیان را بر حکومت علویان پژوهش کند.
عباس پناهی،
دوره ۱، شماره ۳۲ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده
با به قدرت رسیدن کیائیان در شرق گیلان و تأکید آنان بر ترویج و گسترش تشیع زیدی، عرصۀ فعالیتهای فکری برای پیروان سایر نحلهها و مذاهب بسیار تنگ شد. کیائیان در قبال مخالفانی که بخشی از فرهنگ دینی گیلان بودند، رویۀ مماشات و تساهل در پیش نگرفتند؛ بهگونهایکه طی دوران دویستسالۀ حکومتشان، پیروان آیینهای اسلامی و غیرآن در گیلان، سرکوب یا از آن اخراج شدند. اصرار بر تشیع زیدی و انتخاب این مذهب بهعنوان تنها مذهب مردم گیلان از سوی حاکمان بیهپیش و ازسویدیگر، تعصب حاکمان تالش و بیهپس بر تسنن، بسترساز جنگهای خونینی در تاریخ میانۀ گیلان تا پیش از صفویه شد. ماحصل این نبردها فرسودگی نظام اجتماعی و اقتصادی گیلان و تصرف آسان این سرزمین توسط شاهعباس صفوی در ۱۰۰۰ق بود. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که دغدغههای دینی و مذهبی حاکمان محلی گیلان تا چه میزان بر اختلافهای سیاسی و فرهنگی آنان تأثیرگذار بودهاست. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ریشۀ بسیاری از مناقشات سرزمینی دودمانهای محلی گیلان و تالش، اختلافهایی مذهبی بودهاست که بسترساز جنگهای مداوم در این سرزمین شدهاست. پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد تاریخی و بهشیوۀ مطالعۀ توصیفی-تحلیلی صورت گرفتهاست.
اسماعیل هواسی، مسلم سلیمانییان، سیاوش یاری،
دوره ۱، شماره ۳۵ - ( ۷-۱۳۹۸ )
چکیده
شاهان شیعی مذهب قاجار تلاش میکردند تا به تشیع وفادار بمانند. به همین سبب عالمان شیعی به تحولات سیاسی ـ اجتماعی دوره قاجار واکنش نشان میدادند. طبیعتاً عملکرد عالمان شیعی در برابر وقایع عصر قاجار برآمده از اندیشه فقهی آنان بودهاست. بر این اساس در این پژوهش اندیشه فقهی و عملکرد سیاسی کاشفالغطاءدر برابر فتحعلی شاه قاجار مورد بررسی قرار خواهد گرفت تا مشخص شود حاکمیت شاهان شیعه قاجار تا چه حد دارای مشروعیت بودهاست؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد کاشفالغطاءمشروعیت عَرَضی شاه قاجار را بنابر ملاحظات سیاسی و ضرورت زمان پذیرفتهاست؛ بنابراین اندیشه وی همچون علمای دورههای قبل در قالب مشروعیتبخشی به اقدامات سلطان عادل جای میگیرد و کاشف الغطاء با هدف تشکیل حکومت اسلامی در مسائل سیاسی دخالت میکرده است. برآیند این اندیشه موجب تعدیل ملاحظات فقهی و تمایلات شخصی کاشفالغطاء و پذیرش ضمنی مشروعیت حاکمیت شاهان قاجار و شخص فتحعلیشاه شدهاست.
عباس میرزایی،
دوره ۱، شماره ۳۷ - ( ۱-۱۳۹۹ )
چکیده
در برخی از روایات به نقل از ائمه معصومین: آمده است که شهربانو مادر امام سجاد۷، دختر یزدگرد ساسانی بودهاست. چنین روایاتی موجب شده تا باور شاهزادگی و ایرانی تبار بودن امام سجاد۷ در میان امامیه مطرح شود. مسئله اصلی پژوهش این است که آیا گزارشهای تاریخی موجود، محتوای روایات مربوط به شاهزاده بودن مادر امام سجاد۷ را تأیید میکند؟ در این مقاله یک روایت از صفار قمی و دو روایت از شیخ صدوق درباره شاهزاده بودن مادر امام سجاد۷ از نظر سند و محتوا مورد نقد و بررسی قرار گرفت. سپس با سنجش این سه روایت با گزارشهای تاریخی نشان داده شد که این روایات از اعتبار چندانی برخوردار نیستند. همچنین در این بررسی نشان داده شد که محتوای این روایات تأثیری در گسترش تشیع در ایران نداشته است.
بهزاد مفاخری، سید احمدرضا خضری، عثمان یوسفی،
دوره ۱، شماره ۳۸ - ( ۴-۱۳۹۹ )
چکیده
تحولات مذهبی در کردستان عصر صفوی با دیگر نقاط ایران متفاوت بود. مسئله اصلی پژوهش این است که ظهور دولت صفوی و مناقشات این دولت با عثمانی چه تأثیری بر بافت مذهبی کردستان داشته است؟ این پژوهش به شیوه توصیفی ـ تحلیلی نشان داده است که رشد طریقتهای صوفیانه درکردستان پیش از دوره صفوی موجب روند رو به رشد تشیع در این منطقه شدهاست، به طوریکه کردستان با مذهبِ غالبِ شافعی، مانند سایر نواحی اطراف به تشیع گرایش پیدا کرد. اما برخورد قهری صفویه با طوایف کرد این روند تاریخی را متوقف کرد. کردها به سبب سیاست مذهبی صفویان، از تشیع فاصله گرفته و بر مذهب شافعی ثابت قدم شدند. به ویژه اینکه کردستان در آن ایام از حمایت دولت عثمانی که به دنبال ایجاد حائل مذهبی با رقیب شیعی خود بود، برخوردار شد. تغییر سیاست جانشینان شاه اسماعیل در قبال طوایف کرد، در گرایش برخی قبایل به ویژه در جنوب کردستان به تشیع تاثیرگذار بود. این تأثیرگذاری، نقش مخرب اقدامات شاه اسماعیل را در دور کردن کردها از تشیع آشکار میسازد.