۸ نتیجه برای تصوف
عباس برومند اعلم،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۰ )
چکیده
امیرعبدالقادر الجزایری چهرهی شاخص جنبش اسلامی در الجزایر و مغرب اسلامی در قرن ۱۹ و دوران استعمار فرانسه به شمار میرود. وی معلم قرآن و شیخ طریقت قادریه، دارای خاستگاه و تربیت صوفیانه بود. او برای جهاد علیه استعمار فرانسه، قبایل الجزایر را متحد کرد و دست به قیام مسلحانه زد؛ به گونهای که در ۱۸۳۷م فرانسه مجبور شد طی قراردادی به غیر از نوار ساحلی، بقیهی الجزایر را به او بسپارد. این حضور موفق صوفیه در رأس جنبش اسلامی الجزایر، نقطهی عطفی در تاریخ جنبش اسلامی منطقهی مغرب محسوب میشود. هرچند این قرارداد، دوام نیافت و جنگی فرساینده و طولانی به مدت ۱۵ سال به وقوع پیوست و در نهایت فرانسه با همکاری دستنشاندگان خود در مراکش موفق شد عبدالقادر را شکست دهد و پس از دستگیری، تبعید نماید. اگرچه حرکت جهادی او توسط دیگر شیوخ صوفیه و هزاران نفر از مریدان ساکن زوایا و رباطها استمرار یافت؛ به گونهای که تسلط نهایی فرانسه بر سرزمین الجزایر بیش از نیم قرن بطول انجامید.
هادی وکیلی، انسیه سادات حسینی شریف،
دوره ۱، شماره ۷ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده
دکتر هادی وکیلی[۲]
انسیه سادات حسینیشریف[۳]
چکیده
تصوف و عرفان اسلامی در تاریخ مذهبی ایران بهویژه در خراسان و دوره پیش از مغول، از جایگاه ویژهای برخوردار است. چگونگی رویکرد مذاهب گوناگون اسلامی به این پدیده و تغییر سوگیریها در این زمینه در درازنای تاریخ آن، از مسائل مهم در این موضوع به شمار میرود. برخی از مذاهب تسنن همچون حنفی و شافعی، بیشتر به تصوف و عرفان گراییدند که خود این گرایش و ارتباط نزدیک، از سده پنجم به پیوند بیشتر عرفان با شریعت انجامید. گمان میرود علمای شافعی در این پیوند و رشد، بسیار تأثیر گذاردهاند. تصوف در این دوره از پذیرشی برخوردار شد که بر پایه آن، به جرگه مذاهب اهلسنت درآمد. این مقاله میکوشد با توجه به منابعی همچون کتابهای تاریخی، ملل و نحل، رجال و طبقات و شرح زندگانی عرفا و علمای مذاهب به چگونگی پیوند تصوف با تسنن در خراسان و چیستی عوامل مؤثر در آن پاسخ گوید.
[۱] .تاریخ دریافت، ۱۷/۳/۹۱. تاریخ پذیرش، ۱۵/۶/۹۱.
[۲]. استادیار دانشگاه فردوسی مشهد، گروه تاریخ، مشهد، ایران. vakili۳۵۵@yahoo.com
[۳] . دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه شیراز، گروه تاریخ، شیراز، ایران. ensiehh@yahoo.com
محمد نصیری، محمد درودگر،
دوره ۱، شماره ۱۳ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
محمد نصیری[۲]
محمد رودگر[۳]
چکیده
سخن از حقیقت تصوف و مذهب صوفیان و میزان ارتباط تعالیم صوفیان با آموزههای تشیع وپیوند میان آنان و مذهب تشیع، ازمباحث بنیادی فرقه شناسی و ابعاد تاثیر متقابل و داد و ستد مذاهب ، مکاتب و علوم است. اینکه طریقت های گوناگون تصوف و مکاتب عارفانی اسلامی چه چیزهایی از تشیع گرفته یا بدان بخشیدهاند؛ تا چه اندازه در خدمت ویا در پیوند با آموزه های تشیع ، عقائد، مناسک و دیگر آموزه های آنان بودهاند یا از آن دور شدهاند،از گذشته تاکنون مهم بوده ودر حال حاضر که جریان ظاهر گرائی و بویژه وهابیت به دشمنی با تشیع و برخی بنیاد های معرفتی آن برخاسته، سخن ازمیزان ارتباط تعالیم صوفیان با آموزههای تشیع اهمیت مضاعف می یابد. واز این مقوله است پیوند میان صوفیان کبرویه و تشیع است. نجمالدین کبری سرسلسله صوفیان و عارفان کبرویه، عارف شافعیمذهب بود، اما گرایشهای شیعی او بهویژه مریدانش، انکارناشدنی است. گردآوری شواهد برای اثبات چنین گرایشها و ارزیابی تأثیر فراگیر ارتباط او با مفاهیم شیعی، در عرفان نظری و عملیِ سلسلهها، از مباحث کانونی تاریخ عرفان اسلامی و سیر معنوی در جهان اسلام به شمار میرود. بررسی تأثیر این ارتباط در شیوه تعامل کبرویه با مکتب ابنعربی و شارحانش، تأثیر فراگیر این سلسله با چنین گرایش، ارتباطات و ویژگیهایی در تاریخ تصوف و عرفان و حتی تاریخ سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی بهویژه ایرانی، در قالب پژوهشهای دقیقتری سامان میپذیرد، این نوشتار بر پایه منابع اصلی در این زمینه، با روشی توصیفی ـ تحلیلی در پی نشان دادن ابعادی از این تاثیر پذیری ها ، گرایش ها وحتی تبدیل و تغییر در طریقت صوفیه کبرویه است.
[۱]. تاریخ دریافت: ۱۵/۷/۹۲ تاریخ پذیرش: ۲۵/۱۱/۹۲
[۲]. استادیار دانشگاه تهران، گروه تاریخ و تمدن اسلامی، تهران، ایران. nasiri.m@ut.ac.ir
[۳]. دانشجوی دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب، گروه تصوف و عرفان اسلامی، قم، ایران. Roodgar@gmail.com
محمدحسن رازنهان، محمدتقی مختاری، نادر پروین،
دوره ۱، شماره ۱۵ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده
محمدحسن رازنهان*
محمدتقی مختاری**
نادر پروین***
چکیده
قاضی نورالله شوشتری (۹۵۶ ـ ۱۰۱۹ ق)، از عالمان صوفیمشرب شیعه عصر صفوی بود که در تحول گفتمان سیاسی ـ شیعی روزگارش، بس تأثیر گذارد. آثار او را از دید معرفتشناسی دینی بررسیدهاند، اما تا کنون پژوهشی درباره اندیشه سیاسی وی صورت نپذیرفته است. این مقاله که تازهترین تحقیق در این زمینه به شمار میرود، بر پایه روش جستاری توماس آرتور اسپریگنز، اندیشه سیاسی قاضی شوشتری را در مهمترین آثارش مانند مجالس المؤمنین، صوارم المهرقه، احقاق الحق، مناصب النواصب و رساله اسئله یوسفیه، میکاود.
بنابر نتایج تحقیق، زمانه قاضی شوشتری و فضای گفتمانی آن دوره، مانند گفتمان شیعی ضد سنی و اصولش (توحید، معاد، نبوت و امامت)، تعریف و تفسیر مسائل هستیشناختی و انسانشناختی از منظر روحانیان شیعه و صوفیمشرب، مهمترین دلالتهای معرفتی اندیشه سیاسی شوشتری بود. همچنین لزوم استفاده از تقیه در برخی از هنگامههای ناگزیر و حساس، دفاع از امامت و عقاید شیعی، ناگزیری همگرایی سیاسی متصوفه واقعی و شیعیان در برابر اهلسنت، تفهیم اتهامات دشمنان تاریخی تشیع در مناظرات سیاسی و اعلام فزونی شمار شیعیان جهان و آسیبشناسی تصوف اسلامی، مهمترین دلالتهای تبیینی (وضعیتی)، هنجاری و تضمنات سیاسی اندیشه قاضی شوشتری به شمار میروند.
[۱]. تاریخ دریافت ۱۸/۰۷/۹۳؛ تاریخ پذیرش ۱۵/۰۹/۹۳.
* دانشیار دانشگاه خوارزمی، گروه تاریخ، تهران، ایران. Ha_raznahan@yahoo.com
** دانشیار دانشگاه خوارزمی، گروه تاریخ، تهران، ایران. mokhtari@khu.ac.ir
*** دانشجوی دکتری تاریخ ایران دوره اسلامی دانشگاه خوارزمی، گروه تاریخ، تهران، ایران. nader_n_۲۰۰۷@yahoo.com
جمشید نوروزی، شهرام رمضانی،
دوره ۱، شماره ۱۹ - ( ۷-۱۳۹۴ )
چکیده
جمشید نوروزی[۱]
شهرام رمضانی[۲]
چکیده
تأسیس حکومت صفویه و برخی اقدامات آن مانند اعلام تشیع اثناعشری به عنوان آیین رسمی ایران و رویارویی با حکام سنیمذهب همسایه، شماری از فقها و علمای شیعه امامیه را بر آن داشت که به تفکر و بحث درباره مشروعیتِ سیاسیِ این حکومت و جوازِ همکاری یا عدم همراهی با آن بپردازند. در دوران صفویه، پارهای همکاری و همگرایی متقابل بین نهاد سیاست با نهاد مذهب شکل گرفت و بعضی مجتهدان به مناصب و مشاغلی چون تولیت امور شرعی و منصب صدر ـ یعنی بالاترین مقام دینی و قضایی ـ منصوب شدند. با نگاه به این قبیل موضوعات و نیز روند شکلگیری و تثبیت سلسله صفوی و جریانهای مؤثر در آن، درباره چرایی «توجه سلاطین صفوی به علمای شیعه و تلاش برای جلب همراهی و همکاری علما»، «دلایل استقبال برخی علمای شیعه از دعوت سلاطین صفوی برای همکاری» و «دستاوردهای همکاری و همگرایی متقابل دو نهاد سیاست و مذهب در عصر صفوی» پرسشهایی مطرح میشود.
این پژوهش، بر آن است که به روش تحقیق تاریخی و شیوه توصیفی ـ تحلیلی متکی بر منابع دست اول و تحقیقات معتبر، چگونگی رابطه علمای شیعه با حکام صفوی، دلایل همگرایی متقابل دو نهاد سیاست و مذهب در عصر صفوی و دستاوردهای مترتب بر آن را بررسی کند. به نظر میرسد، عواملی چون صرافت سیاسی شاهان صفوی برای کسب مشروعیت و تثبیت حکومت، اقتضائات ناشی از گسترش قلمرو حکومت و ضرورت توجه به علایق گروههای متنفذ، بهویژه علما، نیاز متقابل دو نهاد سیاست و مذهب به یکدیگر با توجه به اقتضائات زمانه و شرایط سیاسی منطقه، در فراز و فرود همگرایی متقابل برخی علمای شیعه با حکام صفوی مؤثر بوده است
* دانشیار گروه تاریخ دانشگاه پیام نور. Njamshid۱۳۴۶@gmail.com
** کارشناسی ارشد تاریخ تشیع دانشگاه پیام نور(نویسنده مسئول). shahramramezani۱۱۰@gmail.com
تاریخ دریافت ۱۶/۰۲/۹۴ تاریخ پذیرش ۲۶/۵/۹۴
معصومه درسار،
دوره ۱، شماره ۴۰ - ( ۱۰-۱۳۹۹ )
چکیده
بکتاشیه از مهمترین طریقتهای جامعه عثمانی بود که با تکیه بر آداب و اصول تصوف فعالیت میکرد. مشرب فکری و روحیه تسامح و تساهل بکتاشیه موجب جذب اقشار و ایدههای گوناگون شدهبود. بکتاشیه به سبب سازگاری با اصول مذهبی عثمانیها، پیوند عمیقی با حکومت برقرار کرد. این طریقت با نفوذ در میان ارتش ینیچری، گسترش بسیاری یافت و مدتها در عرصههای گوناگون جامعه عثمانی فعالیت کرد. این پژوهش با تجزیه و تحلیل دادههای تاریخی در پی پاسخ به این سؤال است که مناسبات سیاسی، اجتماعی و مذهبی بکتاشیه با حکومت عثمانی از اوایل قرن دهم تا اواخر قرن یازدهم به چه صورت بودهاست؟ بر اساس یافتههای این پژوهش، بکتاشیه همواره با دولت عثمانی روابط نزدیکی داشته است. این طریقت با نفوذ در دستگاه حکومتی عثمانی و پیوند با ینیچریها در خدمت دولت عثمانی بود و به همین سبب مورد حمایت عثمانیها بود. غیر از بکتاشیان غالی که از لحاظ عقیدتی و سیاسی با عثمانیها در تقابل بودند، سایر بکتاشیها جز در دوره اقتدار قاضیزادهها و نیز در شورشهای ینیچری، مورد سختگیری عثمانیها واقع نشدهبودند.
نسرین رهبری، سید احمدرضا خضری،
دوره ۱، شماره ۴۱ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده
مرابطون از نیمه قرن پنجم با دعاوی مذهبی در مغرب اقصی به قدرت دست یافتند. آنان مذهب مالکی را مبنای عملکرد سیاستهای داخلی و خارجی خود برای اداره کشور قرار دادند. مرابطون افزونبر جلوگیری از فعالیت سایر مذاهب، با جریان تصوّف نیز که از پایگاه اجتماعی مهمی در آن سرزمین برخوردار بودند، مقابله کرده و فعالیت آنها را متوقف کردند. پژوهش حاضر در نظر دارد با واکاوی رویکرد و عملکرد مرابطون در رابطه با صوفیان در مغرب، به این پرسش، پاسخ دهد که علل و عوامل سیاست تقابلی آنان با تصوف چه بودهاست؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که گسترش تصوف در مغرب میتوانست اقتدار مرابطون را به خطر بیاندازد، از اینرو آنها با سیاست دوگانه به مهار و پیشگیری از گسترش تصوف پرداختند. مرابطون در گام اول با وارد کردن اتهامهای مذهبی مانند بدعتگذاری و مخالفت با شرع، بخشی از صوفیان را سرکوب کردند و درگام دوم با نزدیک شدن به صوفیه تلاش کردند تا آنها را مهار کنند.
نرگس رضایی حدادی، اصغر قائدان، سعید طاووسی مسرور، مهدی جمالی فر،
دوره ۱، شماره ۴۷ - ( ۷-۱۴۰۱ )
چکیده
صوفیان یکی از اقشار اجتماعی مسلمان در قرون میانه و مورد احترام طبقات جامعه اسلامی بودند. ترکان سلجوقی بهویژه سلاجقه بزرگ، پس از قدرتیابی، بهمنظور تثبیت قدرت خود، نیاز به مقبولیت سیاسی و اجتماعی داشتند. آنان دریافتند که یکی از راههای رسیدن به مقبولیت، تکریم صوفیه و برخورداری از تبلیغات عمومی و دعای خیر آنان برای دوام سلطنت است. سلجوقیان اعتقاد داشتند ارتباط با صوفیان، یکی از مؤلفههای تأیید حکومتشان است. این ارتباط موجب گرایش جامعه به سلاطین و در نهایت موجب مقبولیت سیاسی و اجتماعی آنان خواهد شد. این پژوهش، جایگاه صوفیان در دوره سلاجقه بزرگ یا سلجوقیان ایران و فراز و فرود ارتباطات میان آنها را مورد مطالعه قرار میدهد. روش انجام این تحقیق توصیفی و تحلیلی است. نتایج تحقیق نشان میدهد که سلجوقیان، با عنایت به اهمیت جایگاه صوفیان در جامعه، به برقراری روابط حسنه و تکریم آنان پرداختند تا از این طریق، به مقاصد خود یعنی کسب مقبولیت سیاسی و اجتماعی برسند. در این میان، برخی صوفیان به دلیل مخالفت با دستگاه حکومت سلجوقی، حاضر به ارتباط با سلاجقه نشدند.