۱۵ نتیجه برای عثمانی
سجاد رادفر،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۰ )
چکیده
عراق از دید تاریخی، اصلیترین مرکز شیعیان در ده قرن نخست اسلام بوده است و حتی پس از برپایی دولت صفویه در ایران تا کنون از مراکز عمده تشیع در جهان اسلام به شمار میآید. جنوب عراق، خاستگاه معنوی بنیادین تشیع و جایگاه رویدادهای حماسی و غمبار آن در دهههای نخستین اسلام بود و تأثیر و نفوذش در رشد فکری و معنوی شیعیان در درازنای تاریخ انکارناشدنی است، اما گسترش تشیع میان عشایـر جنوب عـراق و سرانجام بدل شدن آن بــه «مذهب اکثریت»، از دید داخلی و خارجی، معلول اوضاع ویژه سدههای هجدهم تا بیستم (دوران حکومت عثمانیها) بود. اگرچه تشیع در عراق پیشینهای هزار ساله داشت، تا آن روز بیشتر در برخی از مراکز شهری مانند کربلا و نجف نمود داشت. بررسی روند دگرگونی مذهبی عشایر جنوب عراق از تسنن به تشیع و عوامل تأثیرگذار در این تحول، بنمایه این پژوهش است.
حسن حضرتی، توران طولابی،
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۰ )
چکیده
طرح اندیشه پارلمانتاریسم در امپراتوری عثمانی، با ظهور نوعثمانیان همزمان بود. نظام قانون و پارلمانتاریسم، جانکلام نوعثمانیانی بود که به راهکاری برای برونرفت جامعه از بحرانهای اقتصادی ـ اجتماعی میاندیشیدند. این مقاله به پاسخگویی این مسئله میپردازد که متفکران نوعثمانی، مفاهیم جدید غربی بهویژه «پارلمانتاریسم» را چگونه و بر پایه کدام دستگاه نظری به جامعه پذیراندند؟ اندیشههای نوعثمانیان و علی سعاوی از شخصیتهای برجسته آنان، به همین انگیزه بررسی خواهد شد. دیدگاههای سعاوی بیشتر در مقالات روزنامههای «مخبر» و «علوم» مطرح شد که با تحلیل آنها میتوان به دغدغه اصلی این نماینده متفکران نوعثمانی درباره توانمندیهای آموزههای اسلامی و تلاشش برای تطبیق مفاهیم نو با این آموزهها، پی برد.
محمدرضا هدایت پناه،
دوره ۱، شماره ۵ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده
نقش دانشمندان شیعی، در توسعه دانشهای مختلف، از جمله تاریخنگاری، غیرقابل انکار است. وجود میراث گرانبهای علمای شیعه، در این زمینه، مؤید این مدعاست. هرچند، بسیاری از آنها در گذر زمان از میان رفته و تنها مختصری از آنها در منابع تاریخی اهل سنت، بازتاب یافته است؛ اما بیتردید، تلاش برای بازسازی آثار مفقوده شیعه، و تصحیح عالمانه متون برجای مانده، موجب برجسته شدن نقش شیعیان در تمدن اسلامی خواهد شد. کتاب الجمل، یکی از متون تاریخی شیعی است که به لحاظ روشمندی و استحکام متن، و نیز جایگاه نویسنده آن، از ارزش بسیاری برخوردار است. این کتاب ارزشمند، تألیف فقیه، متکلم و مورخ بزرگ شیعه، شیخ مفید است. نظر به قدمت و یگانگی این کتاب در باب جنگ جمل، به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای صدر اسلام، شایسته است، ارزش تاریخی آن، بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. این امر، جز از راه شناسایی وجوه مختلف این کتاب، بویژه بینش و روش شیخ مفید وشناسایی منابع مورد استفاده وی و ارزشگذاری آنها، میسر نخواهد شد. این مقاله میکوشد تا با تکیه بر روششناسی شیخ مفید، از عهدۀ تحلیل مواضع علمی وی در کتاب الجمل برآید.
احمد اشرفی،
دوره ۱، شماره ۱۰ - ( ۴-۱۳۹۲ )
چکیده
احمد اشرفی[۲]
چکیده
ظهور دولت صفوی در ایران و رسمی شدن تشیع در این کشور، عصر تازهای را در تاریخ ایران گشود. تندرویهای مذهبی ناورا و رفتار افراطی شاه اسماعیل و فرزندش طهماسب اول، واکنش تند عثمانیها وازبکان را در شرق و غرب کشور به دنبال داشت و به تعامل سیاسی و نظامی آنان بر ضد دولت صفوی انجامید و افزون بر قطع شدن خطوط ارتباطی این دولتها از طریق ایران، مشکلات فراوانی در زمینه تجارت و آمد و شد زائران ماوراءالنهر و هند به قصد زیارت کعبه پیش آمد. همچنین هدفهای توسعهطلبانۀ عثمانیها در شرق و ادعای سروری بر جهان اسلام، صدور فتواهای تند علمای دو طرف بر ضد قزلباشان، از دیگر عواملی بود که زمینه را برای همکاری امیران ازبک و عثمانیها برای ایجاد ائتلافی ضد صفوی فراهم میکرد. سندها و نامههای دو طرف به یکدیگر، از تعامل سیاسی و نظامی فراوان آنها گزارش میدهند. بر پایه این سندها، دولت عثمانی در عمل به آموزش نیروهای ازبک و مسلح کردن آنان به توپ و تفنگ در برابر دولت صفوی پرداخت و برخی از امیران ازبک نیز مهم چنین این کار را در مییافتند و در نامههای خود به امپراطور عثمانی، خواستار گسیل شدن سربازان ینی چری برای آموزش ازبکها و مسلح کردن آنان بودند. این نوشتار به بررسی انگیزههای این دولتها و هدفهایشان در تعامل با یکدیگر بر ضد دولت صفوی و پیآمدهای آن بهویژه در منطقه خراسانِ اوایل عهد صفوی پرداخته است.
[۱]. تاریخ دریافت: ۲۳/۱/۱۳۹۱ تاریخ پذیرش: ۱۵/۱۰/۱۳۹۱
[۲]. استادیار دانشگاه آزاداسلامی شاهرود، گروه تاریخ، شاهرود، ایران. a_ashrafi۱۲@yahoo.com
عبدالله متولی،
دوره ۱، شماره ۲۱ - ( ۱-۱۳۹۵ )
چکیده
شکلگیری حکومت صفویه در قلمرو جغرافیایی ایران، تأثیری قابل توجه بر شرایط کلی منطقه داشت. افزون بر ساختار سیاسی مستقل و یکپارچه در ایران، رویکرد مذهبی آنها نیز شرایطی متفاوت را در مناسبات منطقهای پدیدار ساخت. در این میان، تلاقی قلمرو جغرافیایی صفویان در مرزهای غربی با عثمانیها، در کنار ناهمگونی ادبیات مذهبی بین طرفین، شرایطی رقم زد که مناسبات آغازین دو طرف و تداوم آن بر مبانی پرتنش و آمیخته با خصومت دنبال شود. دستکم در نیمی از دوران حکومت طولانیمدت صفویان، رفتارهای خصمانه بر مناسبات دو طرف سایه افکنده بود. اگرچه در مواقعی نیز برای گریز از چالشهای نظامی، تلاشهایی دوستانه صورت میگرفت، اما درکلیت دوران صفویه، رویکردی دوستانه مبتنی بر صداقت بین طرفین هرگز پدید نیامد.
این نوشتار در پی بررسی ابعاد دینی و مذهبی حاکم بر سیر مناسباتی دو طرف با اتکا بر روش توصیفی ـ تحلیلی است. مبتنی بر این رویکرد، پرسش اصلی پژوهش پیش رو این است که نگرشهای دینی و مذهبی در عرصه مناسباتی دو طرف چه جایگاهی داشت؟ نتیجه بررسیها نشان میدهد تمایلات توسعهطلبانه جغرافیایی در بروز درگیریهای بین طرفین، دارای جایگاه اصلی بود؛ اما به دلیل لزوم بهرهگیری عثمانیها از ظرفیتهای دینی برای رویارویی با صفویان، بخش عمده ساز وکار ظاهری برخوردها تحت تأثیر ادبیات خودحقانگاری دینی عثمانیها قرار داشت و صفویان نیز برای مقابله به مثل با رویکردهای دینی آنان، بر اساس شرایط، رویکردهای مذهبی خود را درعرصه مناسباتی اولویت میبخشیدند.
مهدی عبادی، سید محمدرضا حسینی،
دوره ۱، شماره ۲۶ - ( ۴-۱۳۹۶ )
چکیده
مقام وزارت عظمی در دوره عثمانی همواره به مدرسیان برخاسته از طبقه علمیه اختصاص داشت. در پی تحولات پس از جنگ آنقره (۸۰۲/۱۴۰۲م)، فردی از طبقه غلامان (قوللر) عهدهدار این منصب شد. از اینرو مدرسیان در روزگار مرادم دوم (حک. ۸۲۴-۸۴۸/ ۱۴۲۱-۱۴۴۴م و ۸۵۰-۸۵۵/ ۱۴۴۶-۱۴۵۱م) برای تجدید نفوذ سیاسی پیشین خود اقدام کردند. آنها با بهرهگیری از تحولات اوایل سلطنت این سلطان، بایزید پاشا وزیر اوّل غیرمدرسی را از پیشروی خود برداشتند و با حمایت همه جانبه از جندرلو ابراهیم پاشا، وزارت عظمی را به طبقه مدرسی باز گرداندند. علاوه بر این، مراد دوم و دولتمردان، با تشویق مدرسیان، مدارس باشکوهی در بروسه و ادرنه تأسیس کردند و موقوفههای چشمگیری به آنها اختصاص دادند. در پی این اقدامات زمینه مناسبی برای گسترش آموزش مدرسی و تکامل طبقه علمیه فراهم شد. با ظهور و رسمی شدن نهاد شیخالاسلامی، نفوذ مدرسیان شکل ملموستری به خود گرفت. چنانکه به فتوی شیخالاسلام، حروفیان حاضر در شهر ادرنه قتلعام شدند. بنابر یافتههای این پژوهش که با رویکرد تحلیلی انجام گرفته، مدرسیان، در دوره مورد بحث نفوذ سیاسی پیشین خود را تجدید کردند و آن را تا زمان فتح استانبول (۸۵۷/۱۴۵۳م) استمرار بخشیدند.
جهانبخش ثواقب، احمد لعبت فرد،
دوره ۱، شماره ۲۷ - ( ۷-۱۳۹۶ )
چکیده
قفقاز در طول تاریخ از نظر موقعیت جغرافیایی و تجاری دارای اهمیت بودهاست.
این منطقه بهسبب عبور راههای تجاری، مورد توجه صاحبان قدرت بود. این مزیت در کنار تنوع اقلیمی موجب رونق کشاورزی، دامپروری، تولید ابریشم و در نهایت افزایش نیروی انسانی مولد شد. به همین رو دو همسایه قدرتمند صفوی و عثمانی برای دستیابی به این منطقه با هم به رقابت پرداختند. این پژوهش بهشیوه توصیفی- تحلیلی، در صدد بررسی چگونگی تنشهای اقتصادی دو حکومت مسلمان در قفقاز از عهد شاهطهماسب اول (حک. ۹۳۰-۹۸۴) تا پایان شاهعباس اول (حک. ۹۹۶-۱۰۳۸) و پیامدهای آن است. این پژوهش نشان میدهد بهرغم وجود اهداف مذهبی و سیاسی، مهمترین عامل تنش میان دو دولت صفوی و عثمانی بر سر مسئله قفقاز، انگیزههای اقتصادی بودهاست.
علی غلامی فیروزجائی،
دوره ۱، شماره ۲۹ - ( ۱-۱۳۹۷ )
چکیده
قرن دهم هجری برای سرزمینهای اسلامی، از جمله یمنِ عصر طاهریان (۸۵۸-۹۴۵ق)، بسیار مهم بودهاست، چراکه در این دوران، کشور استعمارگر پرتغال، برای دستیابی به راههای دریایی جدید، در اختیار گرفتن مراکز تجاری مسلمانان و همچنین انحصار تجارت ادویۀ هند، به شرق و از جمله یمن روی کرده بود. در این زمان، امپراتوری عثمانی، که بهنوعی پرچمدار اسلام در جهان به شمار میرفت، برای نجات شهرها و جزایر اسلامی هند، وارد یمن شد و با توجه به موقعیت تجاری و سوقالجیشی مهم این سرزمین، آن را در سال ۹۴۵ هجری تحت سلطۀ خود درآورد. پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع عربی، ترکی، و نسخههای خطی، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که علل حملۀ عثمانیها به یمن چه بوده و اینکه حملۀ مذکور چه نتایج و پیامدهایی داشتهاست. نتایج بررسی حاکی از آن است که عثمانیها برای مقابله با پرتغالیها و همچنین تأمین امنیت شهرهای اسلامی مکه و مدینه، و البته با فریب و قتل سلطان مسلمانِ یمن، بهصورت خیانتکارانه وارد یمن شدند. این حمله پیامدها و نتایج مختلفی، ازجمله سلب اعتماد عمومی نسبت به عثمانیها، در پی داشت.
بهزاد مفاخری، سید احمدرضا خضری، عثمان یوسفی،
دوره ۱، شماره ۳۸ - ( ۴-۱۳۹۹ )
چکیده
تحولات مذهبی در کردستان عصر صفوی با دیگر نقاط ایران متفاوت بود. مسئله اصلی پژوهش این است که ظهور دولت صفوی و مناقشات این دولت با عثمانی چه تأثیری بر بافت مذهبی کردستان داشته است؟ این پژوهش به شیوه توصیفی ـ تحلیلی نشان داده است که رشد طریقتهای صوفیانه درکردستان پیش از دوره صفوی موجب روند رو به رشد تشیع در این منطقه شدهاست، به طوریکه کردستان با مذهبِ غالبِ شافعی، مانند سایر نواحی اطراف به تشیع گرایش پیدا کرد. اما برخورد قهری صفویه با طوایف کرد این روند تاریخی را متوقف کرد. کردها به سبب سیاست مذهبی صفویان، از تشیع فاصله گرفته و بر مذهب شافعی ثابت قدم شدند. به ویژه اینکه کردستان در آن ایام از حمایت دولت عثمانی که به دنبال ایجاد حائل مذهبی با رقیب شیعی خود بود، برخوردار شد. تغییر سیاست جانشینان شاه اسماعیل در قبال طوایف کرد، در گرایش برخی قبایل به ویژه در جنوب کردستان به تشیع تاثیرگذار بود. این تأثیرگذاری، نقش مخرب اقدامات شاه اسماعیل را در دور کردن کردها از تشیع آشکار میسازد.
رضا معینی رودبالی، محمد کشاورز بیضایی،
دوره ۱، شماره ۳۹ - ( ۷-۱۳۹۹ )
چکیده
مناسبات ایران و عثمانی از زمان پیروزی تیمور گورکانی بر بایزید اول، پادشاه عثمانی در نبرد آنقره به سال ۸۰۴ آغاز شدهبود. این مناسبات با آمیزهای از جنگ و صلح تا پایان سلسله قاجارها استمرار یافت. با توجه به فعل و انفعالات سیاسی و اجتماعی جدید در هر دو کشور، چندان به مناسبات ایران و عثمانی در دوره محمدعلیشاه قاجار پرداخته نشدهاست. از این رو این جستار با روشی توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر اسناد و شواهد تاریخی، درصدد پاسخگویی به این سؤال است که مناسبات ایران و عثمانی در دوره محمدعلی شاه قاجار چگونه بوده و چه پیامدهایی به دنبال داشته است؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که عثمانیها با تحریک کردها و نسطوریها در نواحی سرحدی، أخذ عوارض غیرقانونی از ایرانیان مقیم عتبات، تحقیر زائران ایرانی و اعمال محدودیتها برای آنان، به مناسبات خصمانۀ خود علیه دولت ایران دامن زدند. با وجود برخی تلاشهای دولتمردان ایرانی برای ممانعت از دستاندازی عثمانیها و حتی لشکرکشی علیه آنان، سرانجام اختلافات و بیثباتی اوضاع داخلی کشور، سهلانگاریهای محمدعلی شاه و رویاروییهای وی با مشروطهطلبان، موجب شد تا مواضع دولت ایران در برابر عثمانیها سودی نبخشد. در نهایت با دخالت روس و انگلیس، مشکلات مرزی ایران جهت تعیین قطعی مرزها، به کمیسیون مشترک ایران و عثمانی موکول شد.
معصومه درسار،
دوره ۱، شماره ۴۰ - ( ۱۰-۱۳۹۹ )
چکیده
بکتاشیه از مهمترین طریقتهای جامعه عثمانی بود که با تکیه بر آداب و اصول تصوف فعالیت میکرد. مشرب فکری و روحیه تسامح و تساهل بکتاشیه موجب جذب اقشار و ایدههای گوناگون شدهبود. بکتاشیه به سبب سازگاری با اصول مذهبی عثمانیها، پیوند عمیقی با حکومت برقرار کرد. این طریقت با نفوذ در میان ارتش ینیچری، گسترش بسیاری یافت و مدتها در عرصههای گوناگون جامعه عثمانی فعالیت کرد. این پژوهش با تجزیه و تحلیل دادههای تاریخی در پی پاسخ به این سؤال است که مناسبات سیاسی، اجتماعی و مذهبی بکتاشیه با حکومت عثمانی از اوایل قرن دهم تا اواخر قرن یازدهم به چه صورت بودهاست؟ بر اساس یافتههای این پژوهش، بکتاشیه همواره با دولت عثمانی روابط نزدیکی داشته است. این طریقت با نفوذ در دستگاه حکومتی عثمانی و پیوند با ینیچریها در خدمت دولت عثمانی بود و به همین سبب مورد حمایت عثمانیها بود. غیر از بکتاشیان غالی که از لحاظ عقیدتی و سیاسی با عثمانیها در تقابل بودند، سایر بکتاشیها جز در دوره اقتدار قاضیزادهها و نیز در شورشهای ینیچری، مورد سختگیری عثمانیها واقع نشدهبودند.
طاهر بابائی،
دوره ۱، شماره ۴۱ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده
مدیریت دربار صفویان تا حد زیادی در اختیار یکی از چهار مقام عالیرتبه و قدرتمند صفویان به نام «ایشیکآقاسیباشی دیوان» قرار داشت. این مقام، برای مدیریت امور دربار و انجام وظایفی مانند برگزاری مجالس و محافل درباری، استقبال از مهمانان ویژه و سفیران خارجی، مدیریت حرمسرا و نگهبانی و محافظت از دربار، زیردستان متعددی در اختیار داشت. در این پژوهش، به واکاوی نقشها و وظایف این مقام عالیرتبۀ صفوی و زیردستانش پرداخته شده و تلاش شدهاست تا وظایف او با مقامات مشابه دربار عثمانی مقایسه شود. یافتههای این مطالعۀ تطبیقی نشان میدهد با وجود اینکه نمیتوان یک مقام خاصِ دربار عثمانی را با «ایشیکآقاسیباشی دیوان» از حیث اقتدار و وظایف، همتا و همسان خواند، اما مقاماتی مانند «دارالسعادهآغاسی» و «قپوآغاسی» و گروههای دیگر در دربار عثمانیان حضور داشتند که بخشی از اقتدار رئیس دربار صفوی را در خود داشتند و وظایف مشابهی را در دربار حکومت عثمانی ایفا میکردند.
غلامعلی پاشازاده،
دوره ۱، شماره ۴۲ - ( ۴-۱۴۰۰ )
چکیده
با گسترش اصلاحات غربگرایانه در عثمانیِ قرن سیزدهم/ نوزدهم، اصلاحات در ادبیات عثمانی نیز انجام شد. عثمانیها برای اصلاح ادبیات عثمانی در صدد برآمدند تا مناسبات زبان و ادبیات عثمانی را با زبان و ادبیات فارسی متحول کنند. آنها از یک طرف مشکلات ادبیات عثمانی از نظر مغلقنویسی و ناکارآمدی آن برای ورود به عرصههای جدید مانند رمان، نمایشنامه و روزنامهنویسی را ناشی از سیطره زبان و ادب فارسی بر آن میدانستند و خواهان پالایش زبان ترکی عثمانی از واژههای فارسی شدند؛ از طرف دیگر بر ضرورت بهرهمندی از گنجینههای ادبیات فارسی در عصر اصلاحات آگاه بودند. دلایل و نتایج این رویکرد دوگانه مسئلهای است که در پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از متون عثمانی در قرن نوزدهم مورد توجه قرار گرفته است تا به این سؤال پاسخ دهد که این رویکرد دوگانه چرا شکل گرفت و چه نتایجی به بار آورد؟ یافتههای تحقیق نشان میدهد که با وجود نگاهِ منفی به زبان و ادبیات فارسی در قرن نوزدهم در میان اندیشمندان و به تأسی از آنان در جامعه عثمانی، تلاشها برای زدودن آثار زبان و ادبیات فارسی از زبان و ادبیات عثمانی به خاطر پیوستگیهای تاریخی و زبانی راه به جایی نبرد و به ناچار یادگیری زبان و ادبیات فارسی و استفاده از پتانسیلهای آن از ضرورتهای دوره اصلاحات قلمداد شد.
فاطمه جعفرنیا، محمد عزیزنژاد،
دوره ۱، شماره ۴۴ - ( ۱۰-۱۴۰۰ )
چکیده
محمدحسن خان مقارن با رقابت دول عثمانی و روس در منطقه قفقاز بر شکی حکمرانی میکرد. در آن ایام عثمانی ها با هدف مقابله با نفوذ و سیطره روس ها در قفقاز، با خوانین محلی مانند حاکم شکی روابط سیاسی برقرار کردند. محمدحسن خان نیز به سبب ترس و نگرانی از سیاست تهاجمی گرجی ها علیه قلمرو حکام محلی مسلمان گنجه و ایروان به عثمانی متمایل شده بود. محمدحسن خان به صورت تبادل مکاتبات و تردد ایلچی با عثمانی ها در ارتباط بود. پرسش اصلی مقاله این است که نامه های محمدحسن خان شکی به حکومت عثمانی چه مسایلی را در برمیگرفت و چه اهدافی را دنبال میکرد؟ در این پژوهش با تکیه بر کتاب های چاپی از اسناد آرشیوی عثمانی و منابع تاریخنگاری محلی شکی و قفقاز و با رویکرد توصیفی-تحلیلی مشخص شد که مقابله با سیاست توسعه طلبی حاکم گرجی با پشتوانه نظامی روس ها در خاک مسلمانان و تهاجم مداوم قوای آنان به ولایت گنجه در همسایگی شکی، از مسایل مهم مطرح شده در مکاتبات محمدحسن خان شکی با مقامات عثمانی بود. او برای رفع این مسئله، خواستار کمک های سیاسی-نظامی دولت عثمانی بود. به نظر میرسد که این نامه نگارها به سبب عدم اقدام عملی از دو طرف، دستاورد خاصی نداشته است.
محمد تقی سازندگی،
دوره ۱، شماره ۴۹ - ( ۱-۱۴۰۲ )
چکیده
طاهریان یمن، در قرن نهم و دهم هجری بر بخشهای وسیعی از یمن حکمرانی کردند. حکومت بنیطاهر در این دوره، با حمایت از علم و دانش، هنر و معماری، در فرهنگ و تمدن یمن نقشی بیبدیل ایفا کردند. طاهریان با به کارگیری سیاستهای مدبرانه و با حمایت قبایل محلی، توانستند یمن را به یکپارچگی و صلح نسبی برسانند. با این حال در دورهای از حکومت، طاهریان با انبوهی از مشکلات داخلی و خارجی دست به گریبان شدند که سرانجام به فروپاشی حکومتشان انجامید. پرسش اصلی این مقاله چگونگی و چرایی سرنگونی حکومت طاهریان یمن در قرن دهم هجری است. به نظر میرسد ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی، نقشی اساسی در سرنگونی این حکومت ایفا کرده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع تاریخی کتابخانهای و اسنادی انجام شده و نشان میدهد که افزونبر کشمکشهای درونی خاندان طاهر، عوامل خارجی همچون حضور زیدیان، دخالتهای عثمانی با همراهی چرکسیها و اهداف استعماری پرتغالیها، از عوامل سرنگونی حکومت طاهریان یمن بودهاست.