۸ نتیجه برای عراق
سجاد رادفر،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۰ )
چکیده
عراق از دید تاریخی، اصلیترین مرکز شیعیان در ده قرن نخست اسلام بوده است و حتی پس از برپایی دولت صفویه در ایران تا کنون از مراکز عمده تشیع در جهان اسلام به شمار میآید. جنوب عراق، خاستگاه معنوی بنیادین تشیع و جایگاه رویدادهای حماسی و غمبار آن در دهههای نخستین اسلام بود و تأثیر و نفوذش در رشد فکری و معنوی شیعیان در درازنای تاریخ انکارناشدنی است، اما گسترش تشیع میان عشایـر جنوب عـراق و سرانجام بدل شدن آن بــه «مذهب اکثریت»، از دید داخلی و خارجی، معلول اوضاع ویژه سدههای هجدهم تا بیستم (دوران حکومت عثمانیها) بود. اگرچه تشیع در عراق پیشینهای هزار ساله داشت، تا آن روز بیشتر در برخی از مراکز شهری مانند کربلا و نجف نمود داشت. بررسی روند دگرگونی مذهبی عشایر جنوب عراق از تسنن به تشیع و عوامل تأثیرگذار در این تحول، بنمایه این پژوهش است.
محمدرضا رحمتی،
دوره ۱، شماره ۶ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده
در پایان دومین دهۀ قرن نهم هجری، حکمران تیموری قم، به قرایوسف- رهبر ترکمانان قراقویونلو و نیرومندترین رقیب شاهرخ تیموری- پیوست و به دنبال آن، سراسر ناحیۀ عراق عجم، دچار ناآرامیشد. قراقویونلوها با درک نارضایتی مردم عراق عجم از حکومت تیموریان، اندیشۀ سلطه بر این ناحیه را در سر میپروراندند. با آشفته شدن اوضاع در عراق عجم، خطر سلطۀ ترکمانان بر آن فزونی یافت.
موقعیت راهبردی عراق عجم- به ویژه تجارت آن- موجب شد تا شاهرخ تیموری، سیاست استقرار آرامش و تحکیم سلطه تیموریان را در این منطقه در پیش گیرد. اردوکشی سال ۸۲۳ ق. او به آذربایجان، برای محو اقتدار قراقویونلو ناکام ماند و خطر ترکمانان از عراق عجم رخت بر نبست. سلطان تیموری برای زدودن یا کاستن از این خطر، قم را مرکزیت بخشید. در این نوشتار، نگارنده برآن است تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، میزان تأثیر گذاری قم بر گرایشهای مردم عراق عجم، موقعیت سوقالجیشی و اقتصادی این شهر- به ویژه جایگاه آن در محورهای مواصلاتی و شاهراههای بازرگانی ایران آن روز- و نیز، اهداف منطقهای شهریار تیموری را مورد سنجش و ارزیابی قرار دهد.
محمد غفوری،
دوره ۱، شماره ۶ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده
در منابع مختلف شیعه معادل اصطلاحات و مفاهیم متعددی بکار رفته است که هریک نیازمند توضیح و تشریح تخصصی است. صرف نظر از این تنوع میتوان این مفاهیم را در چند گروه اصلی دستهبندی کرد: شیعه محب، شیعه جلد و رافضی( اعم از مقیت، خبیث و غالی) این اصطلاحات، از سدههای میانه به بعد، دچار تغییر مفهومیشدند؛ بطوری که، اصطلاح شیعه، به طور مطلق، به کسانی گفته شد که در گذشته، رافضی غالی نامیده میشدند. در سدههای نخستین مطابق عرف معمول شیعه غالی به کسانی اطلاق میشد که به عثمان، زبیر، طلحه، معاویه و مخالفان علی(ع) انتقاد داشتند و به آنها دشنام میدادند. اما در دورههای بعد، غالی، به کسی گفته میشد که ضمن کافر دانستن مخالفان علی(ع) از شیخین هم بیزاری میجستند. همچنین، شیعه در قرون نخستین اسلامی، کسی بود که تنها به تقدم علی(ع) بر عثمان اکتفا میکرد؛ ولی در سده هشتم- قطع نظر از این که رافضی یا غالی خوانده شود- صحابه- حتی شیخین- را تکفیر میکرد و دشنام میداد. بدین ترتیب بررس تغییرات اصطلاحی و مفهوی شیعه از سدههای نخستین به بعد و تشریح معنای متعدد آن با رویکرد تبیینی در منابع اهل سنت و تمییز تشیع عراقی از اصطلاح تشیع کوفی دستامد این پژوهش است.
سجاد دادفر، نورالدین نعمتی،
دوره ۱، شماره ۹ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده
سجاد دادفر*
نورالدین نعمتی**
چکیده
قیام ۱۹۲۰ یا انقلابی که به «ثوره العشرین» معروف شد، از رویدادهای مهم تاریخ معاصر عراق است. این قیام واکنشی در برابر دولت استعماری انگلستان در عراق پس از جنگ جهانی اول و تلاشی برای تأسیس دولت اسلامی مستقل شیعی یا دستکم نامتعهد به غرب بود. شیعیان این کشور، پس از «اشغال شدن» کشورشان، به رهبری مراجع و روحانیانی که بیشتر ایرانی بودند، قیام گستردهای در برابر اشغالگران سازمان دادند. این قیام به استقلال کامل عراق نیانجامید، اما در شکست سیاستهای دولت استعماری انگلیس و پیدایی نخستین حکومت ملی در عراق بسیار تأثیر گذارد. چگونگی شکلگیری این قیام و چیستیِ سرچشمهها و پیآمدهایش و چگونگی تأثیرگذاری مراجع ایرانی ساکن عتبات در رهبری آن قیام، مهمترین مسائل مطرح در این مقالهاند. اینکه کمتجربگی سیاسی محلی در این قیام و چیرگی گستردۀ بریتانیا بر سیاستهای منطقه، به ناتوانی و عقیم ماندن قیام انجامید، مفروض است.
* استادیار دانشگاه رازی، گروه تاریخ، کرمان، ایران.sajaddadfar@yahoo.com
** استادیار دانشگاه تهران، گروه تاریخ، تهران، ایران. nemati۴۰۳@yahoo.com
روح الله بهرامی،
دوره ۱، شماره ۱۲ - ( ۱۰-۱۳۹۲ )
چکیده
جنبش کساحین و اهل الکلاء[۱]
بررسی جنبش اجتماعی بردگان، زنگیان وموالی بصره
در عهدخلافت عبدالمک بنمروان
روح اللّه بهرامی*
چکیده
تاریخ اقلیتهای قومی و اجتماعیِ تابع خلافت اسلامی، از مباحثی است که تاریخنگاران مسلمان بدان کمتر پرداختهاند. این بخش از زندگی و خواستههای اجتماعی با توجه به رویکرد عربان به تاریخنگاری اخباری، سیاسی و قبیلهای در تاریخ اسلام بهویژه در عهد امویان، در منابع تاریخنگاری سدههای نخستین بازتاب چندانی نداشته و این کمبود به دشوار شدن کار مورخان و علاقهمندان پژوهشهای تاریخی ـ اجتماعی درباره بررسی و چگونگی پیدایی چنین جنبشهایی، انجامیده است.
جنبش «کساحین»، «اهل الکلاء» و بردگان، زنگیان و موالی جنوب عراق در عهد خلافت عبدالملک بنمروان، از این دست جنبشهای اجتماعی به شمار میرود که در ماجرای رویدادها و جنگهای داخلی مسلمانان در آنزمان فراموش شده و در تاریخنگاری اسلامی بازتاب فراوانی نداشته است. این مقاله ضمن بررسی اوضاع سیاسی ـ اجتماعی دوره یاد شده برآنست تا جنبشی راکه اقلیتهای اجتماعی بردگان، جمعیت زنگیان و سیاهپوستانِ کرانههای رودخانههای بصره و برخی از موالی عراق به راه انداختند بشناساند. بررسی گستره جغرافیای سیاسی، همچنین چگونگی ظهور و زمینههای، اجتماعی، اقتصادی و نحوه ی سرکوب این حرکت بوسیته حجاج بن یوسف ثقفی و ماهیت اجتماعی، چیستی و پیآمدهای این جنبش نیز در این جستار پاسخ مییابد.
[۱]. تاریخ دریافت: ۲/۱۲/۹۱ تاریخ پذیرش: ۱۵/۸/۹۲.
* استادیار دانشگاه رازی، گروه تاریخ، کرمانشاه، ایران. bahrami۲۰۰۹@gmail.com
مسعود بهرامیان، سید ابوالفضل رضوی، حسن قریشی،
دوره ۱، شماره ۲۹ - ( ۱-۱۳۹۷ )
چکیده
حکومت عربی-اسلامی امویان، بهعنوان اولین سلسله در اسلام، در سال ۴۰ توانست با غلبه بر گفتمان تئوکراسی دینی، گفتمان قبیلهای را بر جهان اسلام مستولی کند. خلفای اموی، با ایجاد نوعی انسجام اجتماعی در جامعۀ اسلامی، توانستند از غرب تا آندلس و از شرق تا آسیای میانه را به تصرف خود درآورند. این فتوحات در سایۀ نوعی انسجام صورت پذیرفت. این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با طرح این سؤال که قبیله و سازمان شهری چه تأثیری در همسازگری اجتماعی عصر اموی داشت، به تبیین و تفسیر انسجام و همسازگری مذکور میپردازد. نتایج تحقیق حاکی از این است که درایت برخی خلفا در ایجاد توازن قبیلهای، جذب قبایل پرنفوذ، و بافت و ساخت شهرهای شام در تحقق انسجام اجتماعی این عصر مؤثر بودند.
شکرالله خاکرند، سیاوش یدالهی،
دوره ۱، شماره ۳۵ - ( ۷-۱۳۹۸ )
چکیده
کشور عراق در سال ۱۹۲۱م، بر اثر تحولات جنگ جهانی اول و دخالت مستقیم استعمار به استقلال رسید. در آن دوره قدرت در دست ناسیونالیستهای سنی منادی وحدت عربی بود. مسئله اصلی پژوهش این است که ناسیونالیسم عربی چه تأثیری بر گسترش شکافهای اجتماعی جامعه عراق گذاشت؟ فرضیه پژوهش این است که عامل اصلی گسترش شکافهای اجتماعی در عراق، پذیرش ناسیونالیسم عرب از سوی حاکمان عراق و تلاش آنها برای همگونسازی جامعه در ناسیونالیسم عربی بود. این پژوهش با تحلیل اطلاعات کتابخانهای نشان میدهد که از آغاز تأسیس حکومت در عراق اقلیت سنی منادی ناسیونالیسم عرب بهتدریج بر ساختار حکومت، قدرت و جامعه مسلط شدند. حاکمان عراق برای غلبه بر مشکل هویتی به دنبال جذب سایر گروههای قومی-مذهبی در ناسیونالیسم عرب برآمدند. درنتیجه کردها تحت تأثیر سیاست عربی کردن (تعریب) قرار گرفتند و شیعیان به بهانه عدم تعهد به ناسیونالیسم عربی از قدرت کنار گذاشته شدند. سیاستهای حکومت در برابر هویت قبیلگی نیز بر مشکلات جامعه افزود. همچنین توجه به باستانگرایی برای غلبه بر مشکل هویتی جامعه بر شکافاجتماعی جامعه عراق افزوده است.
محمدتقی ایمان پور، علی نجف زاده،
دوره ۱، شماره ۴۲ - ( ۴-۱۴۰۰ )
چکیده
سقوط ساسانیان ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران را دگرگون کرد. تغییر مالکیت زمین یکی از نتایج این سقوط بود. با وجود اهمیت این موضوع تاکنون به تغییر مالکیت زمین پس از فتوحات مسلمانان در منطقه سواد (عراق) کمتر پرداخته شدهاست. پرسش اصلی پژوهش این است که چه نوع زمینهایی در سواد وجود داشت و بعد از تسلط مسلمانان بهویژه در دوره سه خلیفه اول، مالکیت این زمینها چه تغییراتی کرد؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که در سواد مالکیت زمینها به صورت خالصه، تیول، موقوفه، شخصی، بطایح و موات بود. پس از پیروزی مسلمانان، مالکیت زمینهایی که به صلح فتح شده بود تغییر نکرد اما مالکیت زمینهای دیگر تغییر کرد و به صورت صوافی، وقف، اقطاع و اراضی خراجی درآمد. البته تصمیم هر یک از خلفا در این زمینه متفاوت بود.