۱۴ نتیجه برای هند
امیر آهنگران، علی اکبر رسولی، مینا کرمانیان،
دوره ۱، شماره ۹ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده
امیر آهنگران*
علیاکبر رسولی**
مینا کرمانیان***
چکیده
کابل و قندهار از شهرهای هرات در زمان فتحعلیشاه، بر اثر همسایگیشان با هندوستان و همزمان نزد شاه قاجار و دولتهای انگلستان، فرانسه و روسیه مهم مینمود؛ چنانکه قاجارها برای حاکم شدنِ دوبارۀ ایران بر این مناطق تلاش میکردند. مسئله شورش «خوانین» خراسان و سوء استفاده حاکمان دُرانی از آشفتگی اوضاع آنجا، عامل مؤثر در سرکشی آنان در برابر حکومت مرکزی ایران و دستاندازی به دیگر نواحی خراسان بود و فتحعلیشاه و حکمرانان خراسان را به لشکرکشیهای پی در پی به هرات واداشت. هراس انگلستان و کمپانی هند شرقی از حملات زمانشاه و جانشینان وی به هند نیز موجب شد که انگلیسیها برای برقراری روابط دیپلماتیک با دولت قاجار و برانگیختن فتحعلیشاه به در پیش گرفتن سیاستی خصمانه با حاکمان دُرانی، سفیرانی به ایران بفرستند. این پژوهش با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی بر محور این پرسش سامان یافته است که چرا فتحعلیشاه موفق نشد همچون صفویان و نادریان در این مناطق مستقیم نفوذ کند و حاکمان این مناطق نیز از او فرمان نمیپذیرفتند؟ بر پایه یافتههای تحقیق، عوامل داخلی و خارجی مهمی همچون اوضاع همواره بیثبات خراسان و سیاستِ گریز از مرکز خوانین آنجا، بهره نبردن حکمرانان خراسان از برخی از زمینههای فراهم شده در مواجه با دُرانیان، همزمانی سلطنت فتحعلیشاه با مهم شدن هندوستان نزد انگلستان و کمپانی هندشرقی و سیاست دوگانه انگلیسیها در تحریک دولت قاجار و حکام دُرانی بر ضد یکدیگر، موانع مهم کامیابی شاه ایران در اینباره بوده است.
* دانشجوی دکتری دانشگاه خوارزمی، گروه تاریخ، تهران،ایران. (نویسنده مسئول). amir.ahangaran@yahoo.com
محمود صادقی علوی،
دوره ۱، شماره ۱۳ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
محمود صادقی علوی[۲]
چکیده
تشیع در درازنای تاریخ خود، همواره نقاط اوجی داشته که بر پایه آنها، به شیوههای گوناگون گسترش مییافته و پیروانش در سراسر جهان، فزونی میگرفتهاند. سدههای دهم و یازدهم هجری نیز نقطه اوجی در تاریخ تشیع به شمار میرود؛ زیرا حکومت صفویه در این قرن در ایران تأسیس شد و با حمایت رسمیاش از تشیع، زمینه را برای گسترش آن در ایران فراهم آورد.
همزمان با حکومت صفویان در ایران، در منطقه دکن (جنوب هند) نیز رویدادهایی پیش آمد که آنها را میتوان نقطه اوج تاریخ تشیع در آنجا خواند؛ اوجی که بهرغم اهمیت فراوانش، نزد پژوهشگران حوزه تاریخ تشیع، کمتر شناخته شده است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که تأثیر برپایی حکومتهای محلی شیعیان در دکن سدههای یاد شده، در گسترش تشیع در آن مناطق چه بود؟ این تحقیق بر این فرضیه استوار است که بهرغم کوششهای حاکمان این حکومتها در پشتیبانی از مذهب تشیع، شمار فراوانی از مردم این منطقه، به این مذهب نگرویدند، بلکه این کارها تنها زمینه را برای آشنایی آنان با تشیع و گرایش به آن در دورههای بعدی فراهم کرد. این مقاله با استفاده از روش کتابخانهای و بررسی تطبیقی و تحلیلی منابع، با اشارهای کوتاه به پیشینه حضور شیعیان در منطقه دکن، کارهای حاکمان محلی آنجا را در زمینه حمایت از تشیع، سیر گسترش تشیع در این منطقه و میزان گرایش مردم به این مذهب در دوره یاد شده برمیرسد و فرضیهاش را تأیید میکند.
[۱]. تاریخ دریافت: ۵/۴/۹۲ تاریخ پذیرش:۲۶/۸/۹۲
[۲]. استادیار گروه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دانشگاه پیام نور. Alavi۰۳۶۱@gmail.com.
سلیمان حیدری، محمدعلی رنجبر،
دوره ۱، شماره ۱۶ - ( ۱۰-۱۳۹۳ )
چکیده
سلیمان حیدری*
محمدعلی رنجبر**
چکیده
قاضی سید نور الله مرعشی شوشتری (شهید ثالث) از علمای شهیر سده دهم و یازدهم هجری در شوشتر زاده شد (۹۵۶ ق) و پس از بهرهگیری از عالمان آن روزگار و پدرش سید شریفالدین، برای کامل کردن تحصیلاتش به مشهد رفت و بر اثر آشوبهای عصر شاه اسماعیل دوم، به هند کوچید. او بر اثر تسلطش بر علوم مذهبی و مکاتب فقه اهل تسنن، به بالاترین منصب قضاوت در دوره اکبر شاه گورکانی راه یافت و افزون بر قضاوت و تدریس، به پشتیبانی شماری از شیعیان دربار گورکانیان، آثار مهمی در عرصه فرهنگ شیعی پدید آورد و عصر بیداری شیعیان هند را بنیاد گذارد؛ یعنی به آنان کمک کرد تا جایگاه برجسته خود را در سنت اسلامی نمایان کنند و سرانجام بر اثر همین کوششها بهویژه نوشتن احقاق الحق، به شهادت رسید. این نوشتار با توجه به کوششهای علمی، فرهنگی و اداری قاضی نورالله در هند، به تبیین جایگاه او در پیشبرد روند رشد فرهنگ شیعی و نگاهبانی آن میپردازد.
احمدرضا بهنیافر،
دوره ۱، شماره ۱۷ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده
احمدرضا بهنیافر*
چکیده
ایرانیان مسلمان با پیریزی تمدن ایرانی ـ اسلامی و انتقال آن به سایر جوامع، از جمله شبهقارۀ هند، در پیشرفتهای فرهنگی و تمدنی نقشی مؤثری ایفا کردند. نخبگان ایرانی ـ که با توجه به وجود عوامل دافعه در ایران و عوامل جاذبه در هندوستان به دربار گورکانیان مهاجرت کردند ـ به دلیل شایستگیهای فراوان خود توانستند به عنوان منصبدار، در حوزههای گوناگون بهویژه نظام دیوانی و سیاسی دولت گورکانی، منشأ خدمات بسیاری شوند. از اینرو هدف این نوشتار، آن است که با استفاده از روشی تحلیلی و بهرهگیری از منابع کتابخانهای معتبر، به این پرسش پاسخ دهد که آثار حضور منصبداران ایرانی مهاجر به هند در تحول نظام سیاسی و دیوانی دولت گورکانیان چه بود؟ فرضیهی پرسش یادشده نیز آن است که تفکر ایرانی ـ اسلامی در شکلگیری، شکوفایی و ثبات ساختار دیوانی و نظام سیاسی گورکانیان هند، نقشی بسزایی ایفا کرد. در نتیجه منصبداران ایرانی مهاجر به هند با تدوین قانون، عقد معاهدات سیاسی، مبارزه با مقطعان، تنظیم سیستم مالی و قضایی، مشاوره سیاسی و تثبیت نظام سیاسی دولت در جریان انتقال قدرت و رواج زبان فارسی در سیستم اداری در تحول نظام دیوانی و سیاسی گورکانیان مؤثر بودند.
[۱]. تاریخ دریافت ۱۸/۰۶/۹۳؛ تاریخ پذیرش ۲۶/۱۱/۹۳.
* استادیار دانشگاه آزاد اسلامی دامغان، گروه معارف اسلامی، دامغان، ایران. a.behniafar@Damghaniau.ac.ir
هادی سلیمانی ابهری، اصغر منتظرالقائم، سید علی اصغر محمودآبادی،
دوره ۱، شماره ۱۷ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده
هادی سلیمانی ابهری*
اصغر منتظرالقائم**
سید علیاصغر محمودآبادی***
چکیده
تحولات فرهنگی در عصر حاکمیت تیموریان هند، نقطه عطفی در تاریخ این سرزمین به شمار میرود. این دگرگونی درجنبههای مختلف، از جمله تولید مکتوبات بسیار غنی جلوهگر شد که از میان آنها، آثار قرآنی ـ که در نوع خود در جهان اسلام و برخی در تاریخ مطالعات قرآنیِ شبهقاره کمنظیرند ـ جایگاهی خاص دارند. پدیدآورندگان آن آثار، گاه چهرههای سیاسی از شخصیتهای هندی یا ایرانیان مهاجر مؤثر در ابعاد سیاسی ـ اجتماعی دردوره گورکانیان شبهقاره هند بودهاند. این پژوهش با بهرهگیری از مطالعات میانرشتهای (تاریخ اسلام و علوم قرآنی) و با روش توصیفی و تحلیل و استناد تاریخی، به معرفی شخصیتهای سیاسی ـ اجتماعی قرآنپژوه در عصر گورکانیان هند و بررسی برخی از آثار تفسیری آنان میپردازد.
[۱]. تاریخ دریافت ۲۳/۰۷/۹۳؛ تاریخ پذیرش ۰۳/۱۱/۹۳.
* استادیار دانشگاه زنجان، گروه معارف اسلامی، زنجان، ایران. yahoo.com@ hadias_reza
** استاد دانشگاه اصفهان، گروه تاریخ، اصفهان، ایران. montazer ۶۳۳۷@yahoo.com
*** استاد دانشگاه اصفهان، گروه تاریخ، اصفهان، ایران. amahmoodabad@lit.us.ac.ir
جواد موسوی دالینی،
دوره ۱، شماره ۱۷ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده
جواد موسوی دالینی*
چکیده
احمدشاه دُرّانی (۱۱۳۴ - ۱۱۸۶ق/ ۱۷۲۲ - ۱۷۷۲م) ـ پایهگذار سلسلۀ درانی ـ از خلأ قدرتی که با قتل نادرشاه پدید آمد، بهره برد. وی با پشتیبانی قبایل پشتون و تشکیل لوییجرگه، تصرف خزانۀ نادرشاه و نابسامانی سلطنت گورکانیان هند فرصت یافت دولت نوپای درانی را استحکام بخشد. در همین راستا، شاه ابدالی با ایجاد وحدت سیاسی، تشکیلات لازم را برای افغانستان مستقل فراهم کرد و به نام خود سکه زد. احمدشاه ذوق ادبیات و شعر نیز داشت و از این حیث به سلاطین گورکانی هند شبیه بود.
یافتههای پژوهش حاکی از این است که احمدشاه در آغاز، اندیشۀ جدا ساختن افغانستان از ایران را در سر نمیپرورانید و میخواست همچون پادشاهان سلسلههای مختلف بر تمامی یا بخشی از قلمرو تاریخی ایران حکمرانی کند؛ اما وجود شرایط خاص سیاسی و اجتماعی، بعدها او را به راهی کشانید که سرانجام آن، چیزی جز جدایی افغانستان و ایران از یکدیگر نبود. افزون بر این، عملکرد سیاسی و نظامی و مرگ احمدشاه برای انگلیسیها که در حال افزایش نفوذ خود در هند بودند، فرصتی مطلوب ایجاد کرد.
نوشتار حاضر بر آن است که ابتدا به معرفی اجمالی ابدالیها، مراحل قدرتگیری احمدخان درانی و الگوگیری وی از نادرشاه افشار در کسب مشروعیت را مورد تبیین و تحلیل قرار دهد؛ سپس تلاش شاه درانی را برای تصرف ایران و هند و پیامد عملکرد وی در حملات متعدد به هندوستان واکاوی کند. این پژوهش به شیوه توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانهای سامان یافته است.
[۱]. تاریخ دریافت ۱۰/۰۸/۹۳؛ تاریخ پذیرش ۱۷/۱۲/۹۳.
* استادیار دانشگاه شیراز، گروه تاریخ، شیراز، ایران. javad_shirazu@yahoo.com
سیاوش یاری، مسلم سلیمانیان،
دوره ۱، شماره ۲۲ - ( ۴-۱۳۹۵ )
چکیده
ورود اسلام به شبهقاره هند، افزون بر تحولات مذهبی، تغییرات اجتماعی و سیاسی مهمی در پی داشت و موجب تحولات عمیق فرهنگی نیز شد. از جمله مهمترین جلوههای این تحولات، ایجاد سنت تاریخنگاری در این سرزمین بود. در واقع، با استقرار اسلام در شمالغربی هند، تألیفات تاریخی به عنوان شاخهای از ادبیات در شبهقاره به سوی پیشرفت گام برداشت. وجه غالب در تاریخنگاری هند اسلامی، سیطرۀ زبان فارسی و دیدگاههای تاریخنگارانۀ ایرانی بر آن است. بنابراین میتوان ادعا کرد شروع تاریخنگاری در شبهقارۀ هند متأثر از تاریخنگاری ایرانی و به زبان فارسی بوده است. تواریخ فارسی دورۀ حاکمیت سلاطین دهلی، از منابع اصلی تاریخ هند دورۀ میانه به شمار میآیند. مؤلفههای متعددی چون بینش مورخان، نحوۀ گزینش رویدادها، منابع مورد استفاده، روشهای تاریخنگاری، ابزارهای سنجش درستی رویدادها، شیوههای تدوین و تنظیم دادهها، خاستگاه اجتماعی و ادبیات به کار گرفته شده در هر مورخ، منحصر به فرد به نظر میرسد.
از جمله افرادی که تا کنون نقش وی در تاریخنگاری هند مغفول مانده، امیرخسرو دهلوی (۶۵۲ - ۷۲۵ق) است. در پژوهش حاضر تلاش شده با روش تحلیل متنی و گفتمانی، جایگاه امیرخسرو دهلوی و نقش وی در تاریخنگاری هند بررسی شود. بر اساس مقایسۀ آثار تاریخنگاری در دورۀ مورد نظر، به نظر میرسد با وجود اینکه امیرخسرو مورخی حرفهای نبود، اما دادههای تاریخی نابی متأثر از احوال و شرایط زمان خود از تاریخ هندوستان را از دریچه ادبیات بازتاب داده است.
محمد سپهری، علی غلامی فیروزجائی،
دوره ۱، شماره ۲۳ - ( ۷-۱۳۹۵ )
چکیده
هرج و مرج سیاسی و درگیریهای داخلی دردهههای پایانی حکومت رسولیان(۶۲۶-۸۵۸هـ) موجب شد که اوضاع تجاری بنادر یمن از جمله بندر مهم عدن که نقش مهمی در صادرات و واردات کالاهای مختلف ایفا میکرد، رو به رکود نهد. با قدرت یابی دولت بنوطاهر(۸۵۸-۹۴۵هـ) بار دیگر مناسبات بازرگانی این بندر با مناطق مختلف از جمله هند، مصر، حجاز و آفریقا از سرگرفته شد. سیاستهای مالی طاهریان و تشویق و بخشودگی مالیاتی بازرگانان بندر عدن، رشد تجارت دریایی عدن را در پی داشت. این مقاله میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که چه عواملی موجب رونق تجاری بندر عدن در دوره حکومت بنوطاهر شد؟ سابقه و علاقه زیاد خاندان طاهری به تجارت، موقعیت سوق الجیشی عدن و اتصال آن به دریای سرخ، دریای عرب و اقیانوس هند و نزدیکی به تنگه مهم باب المندب موجب رشد و رونق این بندر در دوره طاهریان شد
مجتبی خلیفه، ستاره غفاری بیجار،
دوره ۱، شماره ۳۱ - ( ۷-۱۳۹۷ )
چکیده
تواناییهای ابوریحان در علوم طبیعی شخصیت تاریخنگار او را تحتالشعاع قرار دادهاست. در میان آثار متعدد وی، الآثار الباقیه و تحقیق ماللهند دو کتابی هستند که با نگاهی نو به تاریخ نگاشته شدهاند. از آنجا که ابوریحان جزء معدود دانشمندان علوم تجربی است که به تاریخنگاری حرفهای پرداخته، تحلیل جنبههای گوناگون تاریخنگاری وی ضروری مینماید. هدف اصلی در این مقاله واکاوی رویکردهای ابوریحان در نگارش تاریخ و بررسی چگونگی روش تاریخنگاری او است. در این بررسی، رویکردهای اجتماعی، تبیینی-انتقادی، و اعتقادی در تاریخنگاری بیرونی، با مطالعه و تحلیل آثار وی، واکاوی شدهاست. ابوریحان، با دوری از سیاستزدگی، جنبههای اجتماعی و فرهنگی تاریخ را به نمایش گذاشتهاست. او با عقلگرایی و تجربهمحوری، تبیین و انتقاد را به تاریخنگاری وارد کردهاست.
مجتبی گراوند، سید غلامعلی رخشان،
دوره ۱، شماره ۳۶ - ( ۱۰-۱۳۹۸ )
چکیده
تعامل فرهنگی ایرانیان با هندیها سابقه طولانی دارد. نزدیکی زبان فارسی قدیم و اوستایی با زبان سانسکریت نیز به همین تعاملات تاریخی برمیگردد. از ورود اسلام به هند تا پایان حکومت گورکانیان، حدود سی و دو سلسله مسلمان در هند حکومت کردند. بیشتر این حکومتها در گسترش زبان و ادب فارسی تلاش کردند. آنها دو عنصر اسلام و زبان فارسی را توسعه دادند. اوج شکوفایی زبان فارسی در هندوستان در دوره گورکانیان بود. در این دوره فارسی زبان رسمی دربار شدهبود. مسئله اصلی این پژوهش بررسی وضع زبان و ادب فارسی و تأثیر آن در هند دوره گورکانیان است؟ در این پژوهش بر مبنای مطالعه کتابخانهای و با روش توصیفی- تحلیلی نشان داده شد زبان و ادب فارسی افزونبر گسترش اسلام و فرهنگ ایرانی، بر لهجهها و زبانهای هندی بهویژه زبان اردو و نیز بر مسائل اقتصادی هند در دوره گورکانیان تأثیر گذاشته بود.
فرهاد حاجری،
دوره ۱، شماره ۳۶ - ( ۱۰-۱۳۹۸ )
چکیده
همجواری شبهقاره هند و خراسان بزرگ در دوره اسلامی تاریخ سیاسی این دو ناحیه را با یکدیگر پیوند داده است. بر اساس گزارشهای تاریخی، گسترش اسلام در شبهقاره و شکلگیری حکومت مسلمانان در هند ریشه در تحولات سیاسی خراسان داشت. هندوان نیز در عرصههای سیاسی و نظامی برخی دولتهای اسلامی خراسان بزرگ حضور داشتند. همچنین غزنه که دروازه خراسان به هند شناخته میشد، نقش مهمی در رویدادهای سیاسی خراسان و هند در این دوره داشت. از اینرو مسئله اصلی پژوهش اینست که چنین موضوعاتی نشان از پیوستگی تاریخی رویدادهای خراسان بزرگ و شبهقاره هند دارد؟ آیا میتوان با چنین رویکردی، به مطالعه تاریخی این دو ناحیه پرداخت؟ در این پژوهش با بررسی رویدادهای سیاسی مرتبط با این دو منطقه در سده اول تا نیمه اول سده هفتم هجری و بر اساس دستاوردهای این تحقیق، در مطالعات هندشناسی و خراسانشناسی، میتوان با رویکرد جدیدی به میراث تاریخی مشترک این دو سرزمین توجه کرد.
شهرام پازوکی، محمد منتظری، محمودرضا اسفندیار،
دوره ۱، شماره ۴۳ - ( ۷-۱۴۰۰ )
چکیده
ترجمه آثار هندویی به زبان فارسی در شبهقاره هند در دورههای گوناگون به ویژه در دوره جلالالدین محمد اکبر (حک. ۱۵۵۶-۱۶۰۵) گورکانی انجام شدهاست. پرسش بنیادین پژوهش این است که در هر دوره کدام گروه از مسلمانان به ترجمه آثار هندویی اقبال نشان دادند و انگیزه اکبر بابری از ایجاد «مکتبخانه» برای ترجمه سازمانیافته آثار هندویی چه بود؟ به نظر میرسد اقدامات اکبر در ترجمه آثار هندویی با هدف شریعتزدایی از دربار و سهیم کردن اقلیتهای دینی، بهویژه هندوان در امور مملکت انجام گرفته بود. بر طبق یافتههای این تحقیق، هرچند اقدامات اکبر در ترجمه آثار هندویی و شناساندن این آثار به مسلمانان، رنگ و بوی تسامح دینی و تقریب بین ادیان داشت، اما به سبب شرایط منحصر به فرد شبهقاره در اواخر دوره گورکانی، این اقدامات باعث بالاگرفتن هر چه بیشتر اختلافات بین هندوان و مسلمانان شد و رواداری دینی را بیش از پیش دشوار کرد.
محمد جاوید جویا، داریوش نظری، مجتبی گراوند، امیر آهنگران،
دوره ۱، شماره ۴۹ - ( ۱-۱۴۰۲ )
چکیده
هندوان در طول تاریخ بهرغم استقرار حکومتهای گوناگون، شاهد تحولات بسیاری در زندگی اجتماعی و اقتصادی خود در افغانستان بودند. در سراسر سده نوزدهم میلادی و با توجه به رشد جمعیت هندوان در افغانستان از یک سو و بیثباتیهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی افغانستان از سوی دیگر، هندوان شاهد تغییرات قابل توجه در زندگی اجتماعی و اقتصادی خود بودند. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با تمرکز بر سفرنامههای غربی سده نوزدهم میلادی تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد که زندگی اجتماعی و اقتصادی هندوان در سفرنامههای غربی چگونه بازتاب یافته است؟ مدعایی که میتوان در پاسخ به این پرسش طرح کرد این است که چون سفرنامهها توسط افراد غیربومی نوشته شدهاند به مسائل ریز و درشت زندگی روزانه، اوضاع اجتماعی و اقتصادی اقلیتهای دینی و نژادی، به ویژه هندوان توجه خاص داشته و اوضاع اجتماعی و اقتصادی آنان را با ریزبینی قابل توجهی بازتاب دادهاند. این تحقیق دریافته است که هندوان از بسیاری جهات شبیه افغانستانیها زندگی اجتماعی آرام و مرفهی داشتند و آزادیهای اجتماعی و مذهبی آنان در بیشتر موارد از سوی دولت و مردم تضمین میشد. از نظر اقتصادی نیز نقش بسیار پررنگ در بازار، حکومت، نقل و انتقالات پولی، تجارت و مشاغل رسمی داشتند و از این طریق تعداد قابل توجهی از آنان خود را در جمع ثروتمندان جامعه افغانستان قرار داده بودند.
فریبا پات، فاطمه مهری پریزاد،
دوره ۱، شماره ۵۱ - ( ۷-۱۴۰۲ )
چکیده
جشن بهعنوان آیین (Ritual) در دوره اوج حکومت گورکانیان هند، از زمان اکبرشاه تا دوره اورنگ زیب به شدت مورد توجه بود. تشریفات همراه با موسیقی و طرب، شور و نشاط زیادی به جشنها بخشید تا جایی که آوازه این جشنهای باشکوه، مرزهای امپراطوری گورکانی را درنوردید و ناظران خارجی را نیز به آگره کشاند. تلاش پادشاهان گورکانی برای برپایی این جشنهایِ مفصل و پرهزینه، تعدد و تنوع جشنها و اهتمام به جشنهای غیردینی و جشنهای خاص بومیان، این سؤال را به ذهن متبادر میکند که کارکرد این جشنها اعم از غیردینی و دینی چه بوده و چه چیز پادشاهان گورکانی را به برپایی این جشنها سوق داده است؟ در این پژوهش سعی شدهاست با توجه به کارکرد آیین در انسان شناسی فرهنگی و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و براساس منابع کتابخانهای و نگارههای موجود در موزهها این موضوع مورد بررسی و واکاوی قرارگیرد. بررسیها نشان میدهد که جشنهای این دوره بهعنوان آیین، غیر از جنبه تفریح و سرگرمی، نقش مهمی در هویتبخشی و انسجام اجتماعی حول قدرت حاکم داشت و نماد قدرت و شوکت و ثروت تلقی میشد و به مشروعیت پادشاهان گورکانی کمک میکرد.